محیامحیا، تا این لحظه 6 سال و 4 ماه و 25 روز سن دارد
محمد حساممحمد حسام، تا این لحظه 7 ماه و 27 روز سن دارد

میم مثه محیا و محمدحسام

**💖جان و جهانِ من شمایید💖**

محیا قلدر میشود!!

1392/11/26 13:55
451 بازدید
اشتراک گذاری

محیا

عباس پسر خاله زهرا دقیقا یه ماه و هشت روز از محیام بزرگتره.

مطمئنا وقتی بزرگ بشن همبازیهای خوبی میشن.

اما در حال حاضر وقتی میریم خونشون محیا تبدیل میشه به"اسراییل" و کم کم میخواد همه ی وسایل عباسو تصرف کنه!!

محیا و عباس

اینجا وقتی بود ک محیا بزور وادر گهواره ی عباس شده بود و شروع کرده بود ب آواز خوندن!!عباس هم ک حسابی جا خورده بود زد زیر گریه و فرارو بر قرار ترجیح داد!

محیا

اگه گفتید جریان عکس بالا چیه؟

"نحوه ی استفاده از کرم مرطوب کننده ب روش محیاگلی"

محیا تا این لحظه ، 1 سال و 21 روز و 16 ساعت و 9 دقیقه و 36 ثانیه سن دارد :.

پسندها (1)
نظرات (49)
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
3 بهمن 92 12:50
آموخته ام که خدا عشق است و عشق تنها خداست آموخته ام که وقتی ناامید می شوم خدا با تمام عظمتش عاشقانه انتظار می کشددوباره به رحمت او امیدوار شوم آموخته ام اگر تا کنون به آنچه خواسته ام نرسیدم خدا برایم بهترش را در نظر گرفته است آموخته ام که زندگی دشوار است اما من از او سخت ترم.......
مامان حلما
3 بهمن 92 18:14
سلام عزیزم یه بوسواسه محیاجون و مامان مهربونش خانمی از یه مرورگر دیگه واسه وارد شدن استفاده کن من نیگا کردم مشکل از وب من نیست.
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
4 بهمن 92 15:48
_____████ ____________ _____██████ ___________ ____████████__________ ▌ ___███____███_________ █ ___██_______██__________▌ __███________█__________▌ __▌●█________█_________█ __███_______ █_________█ ___██_______█________██ ____________██_______██__▌ ____█______██______███_ █ _____▌_____██_____████_█ __________███___█████_█_█ ________███__██████__█_█ ______███__████____██_█ _____███_█████_████_█ ____████_██████_███_█__▌ ___████_█ █__███ _█__██_▌ __█████_████_▌_█_███_▌ _█████_██___██___██_█ _█████_███████_███__█__██ _███_▌███___██____██_███ _███_▌█████___███__█__█ _████_▌▌___█__█_██████ __██████_████__▌_████ ___█████_____████████ ._=--███████████████ _=--=_-████████████ =--_=-_=-███████ عاشقتــــــــــــونم......
مامان محیا
4 بهمن 92 23:39
کاشکی همیشه در کودکی می ماندیم تا به جای دل هایمان سر زانوهایمان زخمی میشد
مامان آوا
5 بهمن 92 9:43
خصوصی عزیزم
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
5 بهمن 92 23:14
دلم برای نگاه هایی که میدیدند تنگ شده است..... دلم برای برای گوش هایی که میشنیدند.......،برای لبهایی که میخندیدند تنگ شده است، دلم برای سرود سارها،........برای کلاغ ها تنگ شده است، برای ارزن های کپه شده روی سنگفرش که غذای یاکریم ها میشد، برای خرده های نان پشت پنجره،که گنجشکها را میهمان میکرد، دلم برای خودم تنگ شده است....
مامان الینا
8 بهمن 92 11:22
وا همینه دیگه هر کی جرات نداره نیاد با دختر ما بازی کنه !خصوصی
مامان آوا
8 بهمن 92 15:27
مامانی گلی سلام خوبی؟ چرا کم پیدایی عزیزم حالت خوبه؟محیا جونیم چطوره؟
مینا مامان روشا
9 بهمن 92 13:06
عزیزم با کرم دوش گرفتی فدات؟
مینا مامان روشا
9 بهمن 92 13:07
پسر خاله گناه داره محیا جون

مطالب پیشنهادی از سراسر وب