محیامحیا، تا این لحظه 6 سال و 8 ماه و 22 روز سن دارد
محمد حساممحمد حسام، تا این لحظه 11 ماه و 24 روز سن دارد

میم مثه محیا و محمدحسام

**💖جان و جهانِ من شمایید💖**

شش سالگی محیاگلی😘

محیایِ من،زیباترین بهانه ی زندگیم تولدت مبااااااارک😘💖 روز تولدت بهترین روز عمرم است روزی که باتپش های قلبت شروع به زندگی کردی و نام تو برای همیشه درقلبم رویید. بهترینم تولدت مبارک😘 زیباترین ترانه هستی بدان که روز میلادت برایم ارمغان خوبیها و زیباییهاست پس ای دنیایِ خوبیها میلادت مبارک💕 بمحض سرد شدن هوا،یادت میفته تولد داره نزدیک میشه و شمارش معکوسِ سالروز تولدتو شروع میکنی!تصور کن روزی حداقل ۲۰بار سراغ تولدتو میگیری!!چی واسم میگیرید؟چجوری سورپرایزم میکنید؟!(اخه عشقم اگ بگم ک دیگه سورپرایز نمیشه!😂)خونه رو تزیین میکنید یا نه؟کیارو دعوت میکنید؟و ..... بخاطر داغ نبودن بی بی نمیخاستم ج...
14 دی 1397

❤️جشن تولد پنج سالگی محیاطلا❤️

تولد   امروز روز تولد توست و من هر روز بیش از پیش به این راز پی میبرم که تو خلق شده ای برای من تا زیباترین لحظه ها را برایم بسازی . . . تولدت مبارک همه ی زندگیِ من   محیای من،دخترک شیرین زبونم،نفس من،هر روز و هر ثانیه ک از داشتنت میگذره،عاشقانه تر از قبل دوستت دارم. ️     سالروز زمینی شدنت،یکشنبه بود ولی چون من و بابا و اکثر مدعوین شاغلیم،جشن تولدتو موکول کردیم ب روز پنجشنبه تو هم تقریبا از دو هفته قبل از تولدت،واسه جشنت روز شماری و لحظه شماری میکردی. با اینکه جشن تولدت چهار روز بعد بود ولی اطرافیان روز تولدتو فراموش نکردن و سیلی از پیامهای تبریک تولدت رسید ️ ...
28 دی 1396

تولد زورکی😃

  دوشب قبل ازم قول گرفتی ک حتما فرداش واست تولد بگیرم!!خیلی اصرار داشتی!!هر چقدم توضیح میدادم ک تولد سالی یه باره و هروقت ۵ ساله شدی بازم واست جشن تولد میگیرم قانع نمیشدی و میگفتی واسم کیک و فشفشه بگیرید و وقتی رفتم دستشویی چراغارو خاموش کنید ک وقتی برگشتم سورپرایز بشم!!!آخه فسقلی تو سورپرایزو از کجا بلدی؟ فردا عصرش فرستادمت خونه خاله زهرا ک با بچه ها بازی کنی و قصد داشتم واست کیک بپزم.اما یه سری وقایع الاتفاقیه پیش اومد ک شدیدا حالمو گرفت!!شب ک برگشتم یادم افتاد ب قولی ک بهت داده بودم.رفتم نزدیکترین قنادی محل!فقط همین یه کیک آماده رو داشت.گفتم روش بنویسه و بابا رفت کیکو آورد!       عجب خوش...
13 تير 1396

چهارسالگیت مبارک،قشنگترین بهونه ی زندگیم!

  محیای عزیزم،تولد "تو" تولد من است!!چون زندگی من با آمدن "تو" آغاز میشود همه ی هستیِ من!   عزیزترینم،سالروز زمینی شدنت مبارک باشه. امسال باز هم سعی کردم جشن تولدت متفاوت از سالهای قبل باشه.ب پیشنهاد خودت،جشن چهارساله شدنتو توی مهد(موسسه کودک خلاق) برگزار کردیم.     یه عاااالمه ب تو و دوستات خوش گذشت.         یه هفته قبل از جشنت،با هم واسه سفارش کیک رفتیم.وقتی بهت گفتم قراره عکس خوشگل خودتو روی کیک چاپ کنن اولش مخالفت کردی ولی وقتی متوجه شدی خوراکیه و میتونی عکسو بخوری خیلی واست جالب ...
27 دی 1395

تــــــــــــــــــــولدت مبارک همه ی زندگیِ من!!

امروز با شکوهترین روز هستیست روزی که آفریدگار تو را به جهان هدیه داد و من میترسم به تو تبریکی بگویم که شایسته تو نباشد به زمین خوش آمدی فرشته ی مهر و زیبایی  تـــــــــــــولدت مبـــــــــــــــارک     خدارو هزاران هزار بار شکرم ک همه ی زندگیم،عشق و جون و قلبم سه ساله شده و سومین سالروز زمینی شدنشو با شادی جشن گرفتیم     تزیینات تولدتو سفارش دادیم و از اهواز فرستادن زحمت تزیین خونه هم ب عهده ی خاله محبوبه بود و عمه امل هم بینهایت کمک دستم بود...واقعا اگه این دوتا فرشته کنارم نبودن نمیدونم میتونستم از عهده ی جشنت بربیام یانه.... ...
14 دی 1394

دو سالگیت مبارک عشق من!

جیگرطلای مامان دوساله شده الهی صد و بیست و دو ساله بشی نفس مامان. امسال بنا ب دلایلی ک توی پست قبل مفصل نوشتم جشن تولد گل دخترم با پارسال خیلی تفاوت داشت. بابا واست یه کیک خوشگل و خوشمزه خرید و تنها مهمونمون عمه امل بود. کیک تولدتو ک روی میز گذاشتیم حسابی غافلگیر شدی و با دستت روی کیک زدی!!وقتی دیدی هم دستت کثیف شده و هم روی کیک خراب شده زدی زیر گریه!! بعد از اینکه مطمئنت کردم ک اشکالی نداره و دست خوشگتو تمیز کردم تازه از کیک و شمع فوت کردن خوشت اومد و چندین بار بابا شمعو روشن کرد و تو فوت کردی!! خوشحالم ک دوساله در کنارمی و لیاقت داشتم مادر این فرشته ی مهربون و د...
12 دی 1393

تولد یکسالگی محیاگلی

باورم نمیشه 1 سال گذشته باشه.یک سال از به دنیا اومدنت،از دیدنت،از لمس کردنت،از لحظه ای ک بعد از درد و انتظار بیست ساعته تو رو روی سینه م گذاشتن و با دیدنت لبخند زدم و گفتم:"محیایِ من،الهی قربونت برم،به دنیا خوش اومدی" محیایِ من،دخترکِ شیرینم،هیچ چیز و هیچ کس توی این دنیا اونقدر ارزش نداره که حتی لحظه ای آرامشو ازت بگیره.نمیدونم تا کی کنارت خواهم بود و چقدر فرصت دارم که سپری بشم در برابر ناملایمات.اما گل دخترکم هیچوقت فراموش نکن هر روز و هر لحظه دعای خیرِ من بیمه ی زندگیته.فراموش نکن خدا بینهایت بزرگ و مهربونه و محبتِ من در مقابل مهربونیی خدا،قطره ای در برابر دریاست.فراموش نکن دلت ریشه ی خدایی داره،نذار غبار کینه روی...
26 بهمن 1392
1