محیامحیا، تا این لحظه 6 سال و 3 ماه و 19 روز سن دارد
محمد حساممحمد حسام، تا این لحظه 6 ماه و 21 روز سن دارد

میم مثه محیا و محمدحسام

**💖جان و جهانِ من شمایید💖**

عروسی

روز ۹فروردین عروسی عمه نوری بود.   حداقل از ۱۰ روز قبل شمارش معکوسو شروع کرده بودی،تا اینکه صبح روز عروسی با خوشحالی از خواب بیدار شدی و گفتی امروز عروسیه!                             خدارو شکر خیلی خوب بود و عمه نوری هم حسابی هواتو داشت و جوری برخورد کرد ک خیییلی بهت خوش گذشت.رقص اختصاصی با تو و دادن دسته گل و شنل برای مدت طولانی و عکسای اختصاصی و .... همه و همه باعث شد یه جشن خوب واست یادگاری بمونه.                 ...
19 فروردين 1397

موی کوتاه!💇🏻

با گرمتر شدن هوا،بیشتر میری حمام و چون موهات بلند بود،سشوار کشیدنش طول میکشید. منم موهام بلند شده بود و میخاستم کوتاهِ کوتاهشون کنم! با هم رفتیم آرایشگاهی ک آخرین بار توی ۳سالگی موهاتو کوتاه کرده بود. بعد از اینکه من موهامو کوتاه کردم،تو خوشت اومد و قبول کردی موهاتو کوتاه کنی! اینبار خیییییلی خانمانه روی صندلی نشستی و بدون هییییچگونه مخالفتی اجازه دادی ب موهات گیره بزنه و کوتاهشون کنه   قربون دخترکم برم ک اینقده خانوم شده             بعد از برگشتن از آرایشگاه هم خودمونو یه پیتزا و ذرت مکزیکی مهمون کردیم         &...
21 اسفند 1396

اولین برف بازی❄️⛄️

یکی از نعمتهایی ک منطق سردسیر دارن و ما ازش بی بهره ایم،لذت برف دیدن و برف بازی کردنه! هر وقت تی وی برف نشون میداد یا شخصیتهای کارتونی آدم برفی درست میکردن،با حسرت میپرسیدی برف چ شکلیه؟یکی از آرزوهات دیدن برف و آدم برفی درست کردن بود. از تابستون همه ی حرفت شده بود برف و ادم برفی! بهت قول دادم هروقت هواخیلی سرد شد بریم یه جا ک برف باشه و بتونی برف بازی کنی. اما امسال خیلی کم بارش برف و بارون داشتیم. ب شوخی میگفتیم از وقتی این تصمیمو گرفتیم خشکسالی شده!باید از تصمیمون منصرف شیم کشاورزا بدبخت نشن   دیگه داشتیم نا امید میشدیم.و تصمیم گرفتیم نهایتش اگه نشد،یه پیست اسکی توی یکی از شهرهای بالا بریم و قال قضیه رو بکنیم. تا ا...
7 اسفند 1396

یه روز تعطیل

امیدوارم زمانی ک بزرگ میشی و این نوشته هارو میخونی،خوزستان عزیزمون از بلای ریزگردها رها شده باشه. بعد از چند روز گردو غبار و تعطیلی مدارس،بالاخره روز جمعه کمی هوا بهتر شد و مطابق هر آخر هفته رفتیم ب دامان طبیعت   اولین کنار امسالو ب همت تو و بابایی خوردیم                                                                   &n...
11 بهمن 1396

❤️جشن تولد پنج سالگی محیاطلا❤️

تولد   امروز روز تولد توست و من هر روز بیش از پیش به این راز پی میبرم که تو خلق شده ای برای من تا زیباترین لحظه ها را برایم بسازی . . . تولدت مبارک همه ی زندگیِ من   محیای من،دخترک شیرین زبونم،نفس من،هر روز و هر ثانیه ک از داشتنت میگذره،عاشقانه تر از قبل دوستت دارم. ️     سالروز زمینی شدنت،یکشنبه بود ولی چون من و بابا و اکثر مدعوین شاغلیم،جشن تولدتو موکول کردیم ب روز پنجشنبه تو هم تقریبا از دو هفته قبل از تولدت،واسه جشنت روز شماری و لحظه شماری میکردی. با اینکه جشن تولدت چهار روز بعد بود ولی اطرافیان روز تولدتو فراموش نکردن و سیلی از پیامهای تبریک تولدت رسید ️ ...
28 دی 1396