محیامحیا، تا این لحظه 6 سال و 23 روز سن دارد
محمد حساممحمد حسام، تا این لحظه 3 ماه و 25 روز سن دارد

میم مثه محیا و محمدحسام

**محیا زندگی منه**

بازی

یکی از محبوب ترین بازیهات ۲۰سوالیه! اوایل ک هنوز آماتور بودی خیلی راحت کد میدادی مثلا پرسیدم توی جیب جا میشه؟گفتی آره ولی جیبت خیس میشه!(آب ) یا اینکه پرسیدم توی جیب جا میشه گفتی اگه از درخت بچینیمش آره!پرسیدم توی خونمون ازش داریم؟گفتی نه،جلوی در خونه خاله لیلاست!(سپستون ) یا شبی ک خونه ی آقای عنایتی بودیم و ازت پرسیدن توی این اتاق ازش هست؟گفتی آره چسبیده ب من!(چسب زخم )   یکی دیگه از بازیهامون اینه ک من یه کلمه میگم و تو باید اولین کلمه ای ک ب ذهنت میرسه بگی.کلماتی ک میگی خیلی جالبن پدر=مهربونی مادر=عزیز پول=مهم موش=کثیف خواب=بددد شوخی=بامزه دریا=خیس پیر=سفید غذا=خوردنی اسب=حرکت بازی=عااااشقشممم توی سخنوری...
28 شهريور 1396

گیسو کمند!

آخرین باری ک موهاتو کوتاه کردیم دو سال و نیمه بودی.با اینکه با رضایت خودت بود اما فوری پشیمون شدی و تا مدتهای مدیدی غصه میخوردی و دلت میخواست موهات بلند باشه.(غصه یعنی )اونقدر ک بابا رفت واست یه کلاه گیس خرید از اون وقت ب بعد هروقت میخاسیم موهاتو کوتاه کنیم یاد غصه خوردنات میفتادیم و دلمون نمیومد. با نزدیک شدن فصل مدارس و مهد و جهت رفاه حال خودت و ما، تصمیم گرفتیم یه پروسه ی تبلیغی شروع کنیم واسه کوتاه کردن مو!! اندر مزایای کوتاه بودنِ موی سر حکایت ها و خاطره ها ساختیم و یه عالمه عکس خوشگل با موی کوتاه سرچ کردیم و نشونت دادیم. بالاخره تلاشها نتیجه داد و روز سه شنبه ۱۴شهریور ساعت ۱۶ و ۳۰ دقیقه یهو گفتی میخای موهاتو کوتاه کنی ولی شرط ...
24 شهريور 1396

خونه دایی

عید فطر نتونستیم ب دایی کمال سر بزنیم.واسه همین تصمیم گرفتیم قضایِ بازدید عیدو ب جا بیاریم. ب اصرار دایی و زن دایی،دیرکردِ این بازدید و با چند روز موندن جبران کردیم. الحق ک دایی و زن دایی و مصطفی سنگ تموم گذاشتن و حساااااابی بهت خوش گذشت. بعد از ظهرِ اولین روز رفتیم خانه ی بازی   شب هم رفتیم فلافل لشکر و بستنی قدس     هیولایِ کی بودی تو؟         پیتزای خوشمزه ی زن دایی ب افتخار محیاگلی                 باز هم بازیکده           ...
18 شهريور 1396
1