محیامحیا، تا این لحظه 6 سال و 8 ماه و 22 روز سن دارد
محمد حساممحمد حسام، تا این لحظه 11 ماه و 24 روز سن دارد

میم مثه محیا و محمدحسام

**💖جان و جهانِ من شمایید💖**

هوا دلپذیر شد!!

چند روزیه هوا شده باقلواااااا. بدجور سه نفرس!!ما هم ک سه نفریم و دلمون نمیاد رویِ هوارو زمین بذاریم!!از هر فرصتی برای بیرون رفتن استفاده میکنیم. بساط شلغم و لیموشیرین برچیده شد و جاشو داد ب آبهویج بستنی!تقریبا هرشب آبهویج پارتی داریم!!! اینجا اولین تجربه ی مستقل بستنی کیم خوردنته! دیشب تا پارک نزدیک خونه رو پیاده گز کردیم.مسیری ک در حالت عادی نهایتا 10دقیقه طول میکشید به میمنت وجود نازنین محیام یک ساعته طی شد!! حاضر نمیشدی بغلت کنیم و هر 1متر ک راه میرفتی(توی هرجهتی ک دلت میخواست)حالتWCروی زمین مینشستی!اصرار و خواهش و تهدید و تطمیع هم برای بلند کردنت بی فایده بود!توی خیابون دور خودت میچرخیدی و با صدای بلند به ...
19 اسفند 1392

نفسِ مامان چهارده ماهه شد.

فکر نکنم هیچوقت سیزده ماهگیت فراموشم بشه!یه ماهِ سخت و پر از سرماخوردگی و بی اشتهایی و بی قراری و سقوط آزاد.... اما خدارو شکر ک گذشت.از ته دل دعا میکنم چهارده ماهگیت پر از سلامتی و شادی و خنده هایِ از ته دل باشه. گل دخترکم تویِ این ماه بیشتر مشغول زورآزمایی با ویروسهای مختلف سرماخوردگی بود و خیلی فرصت نکرد استعدادها و شیرین کاریهای جدیدشو نشون بده!!نفسم داره روئین تن میشه! خدارو شکر خانومتر شدی و برای خوراندن دارو نیازی به استفاده از زور بازو نیست.محترمانه میشینی و با یه بغض و کمی نق نق داروهاتو نوش جان میکنی! با عروسکات خیلی مهربون شدی .باهاشون بازی میکنی،میبوسیشون و حتی از شیرمامانی بهشون تعارف میکنی!! ...
18 اسفند 1392

خطر داره حسن!!!!

عادت بدی ک از قدیم الایام حفظ کردم نشوندن بچه روی کابینت و اوپن آشپزخونه س!هیچوقت هشدارهارو جدی نمیگرفتم!همسری یکی-دوبار ک دید گفت:اگه بخاطر غذا پختنه اصلا غذا نمیخوام فقط نذارش بالا!!ولی کو گوش شنوا؟!! تا اینکه دیروز حوالی ساعت11صبح طبق روال همیشگی تو رو روی اوپن نشوندم و در حالی که با چشم میپاییدمت به خورشتم قارچ اضافه میکردم ک یهو در یک صدم ثانیه خودتو سر دادی سمت لبه ی اوپن و..........فقط تونستم جیغ بزنم:محیــــــــــــاااااااااااااا خدارو شکر موقع افتادن سعی کردی دستتو ب اطراف بگیری و کمی از فشار کمتر شد. هرچقدر خدارو بابت سالم بودنت شکر کنم کمه.اگه هزار سال سر از سجده ی شکر برندارم کمه.سریع بغلت کردم و با ناز و نوا...
5 اسفند 1392
1