تولد یازده سالگی محیاگلی😍😘
۱۰ دی یکی از قشنگترین روزای زندگی ماست❣️❤️
روزی ک محیای عزیزم به دنیا اومد و با اومدنش زندگیمونو شیرین تر کرد❤️😍

جان و نفسم امسال ۱۱ ساله شد، یازده ساله که محیایِ من، پاره ی تنِ من، عمر و نفسم در کنارمونه😍💖😘

هر سال تولد گل دخترمو جشن میگرفتیم با تم تولد و تزیین و دعوت از مهمون و ....
امسال محیاگلی من گفت مگه بچم؟؟دعوتی و جشن نمیخام😁❤️❣️
و اینگونه شد که ساعت ۱۰ و ۱۰ دقیقه ی شب(دقیقا همون ساعتی ک محیای قشنگم به دنیا اومد) ، غافلگیرانه با صدای بلند هپی برزدی از اسپیکر پخش کردیم و همه با هم تولدشو تبریک گفتیم 😁💖😍

محیارو بوسیدیم ، آهنگ خوندیم و کیک خامه ای ک بابا گرفته بود به همراه سالاد پاستا ک محیاگلی خیلی دوست داره و واسش حاضر کرده بودم نوش جان کردیم 😁❣️

هدیه ها به اینجا ختم نمیشد😉
مگه میشه دختری ب خوبی محیا داشت و تولدشو ساده گذروند؟😍💖❤️
ناهار فردا هم چلوکباب از رستوران گرفتیم

و برای هدیه ی تولد هم ست فرش و روتختی سفارش دادیم😍


(اینا عکس از سایت هست)
در اولین فرصت عکس از اتاقش میذارم😍)
اینم عکس اتاق گل دختر نازنینم محیای مهربونم😍👇🏻


کافه هم رفتیم، کافه بیجی که تازگیا افتتاح شده بود،



محیای قشنگم، دختر عزیز و دوست داشتنی من😍😘
تنها آرزوی من سلامتی و شادی توست، همیشه بخند دخترک دلبندم، بخند و شاد باش ک زندگی گذراست، بخند و سالم زندگی کن، بخند و از تک تک روزهای زندگیت لذت ببر❤️❣️😘
یازده ساله که به دنیا اومدی...
یازده سال گذشته...
ب این فکر میکنم ک یازده سال دیگه ما کجاییم؟😍
حتماکلی تغییر کرده زندگیت،دانشگاهی و داری کم کم مستقل میشی😍😘
از صمیم قلب دعا میکنم راه زندگیت هموار باشه دختر عزیزم❤️این یازده سال مثه برق و باد گذشته، یازده سال بعدی هم همینطور...
و ما نمیدونیم ک روزگار چ باریهایی داره😉
آرزو میکنم خیر و شادی و سلامتی همیشه همراهت باشه❤️😍😘❣️
ممنونم از خدا ک تورو به من داد، تو دختر عزیز و خاص منی ، محیای دلربای من❤️😘😍




تولد یازده سالگی محیاگلی😍😘 




