❤️جشن تولد پنج سالگی محیاطلا❤️
تولد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
امروز روز تولد توست و من هر روز بیش از پیش به این راز پی میبرم
که تو خلق شده ای برای من تا زیباترین لحظه ها را برایم بسازی . . .
تولدت مبارک همه ی زندگیِ من![]()
![]()
![]()

محیای من،دخترک شیرین زبونم،نفس من،هر روز و هر ثانیه ک از داشتنت میگذره،عاشقانه تر از قبل دوستت دارم.
️![]()

سالروز زمینی شدنت،یکشنبه بود ولی چون من و بابا و اکثر مدعوین شاغلیم،جشن تولدتو موکول کردیم ب روز پنجشنبه![]()
تو هم تقریبا از دو هفته قبل از تولدت،واسه جشنت روز شماری و لحظه شماری میکردی.![]()
![]()
با اینکه جشن تولدت چهار روز بعد بود ولی اطرافیان روز تولدتو فراموش نکردن و سیلی از پیامهای تبریک تولدت رسید
️






چند هفته قبل از تولدت،ازت پرسیدم دوست داری جشنت توی موسسه باشه یا خونه؟!کمی سبک سنگین کردی و گفتی توی خونه باشه تا دخترخاله هامم بیان![]()
من فی الفور اجابت کردم و مقدمات جشن تولدتو با ۳۰تا مهمون مهیا کردم![]()

خاله محبوبه و ریهام شب قبل از جشنت مهمونمون شدن.حسابی به خاله زحمت دادیم و با شیرین کاریهای ریهام خندیدیم.کار تزیین و تهیه ی سالادالویه رو انجام داد ک الحق والانصاف توی هر دوتاش گل کاشت![]()
![]()
![]()




قصد داشتم عکس روی کیک هم سیندرلا باشه ولی تو تصرار داشتی عکس خودت باشه(قرررربون دخمل خودشیفتم بشم من![]()
)
راه حل مسالت آمیزو انتخاب کردیم و عکس هردوتونو روی کیک چاپ کردیم.![]()
![]()


جشن عااااالی بود.شاید ب جرات بتونم بگم بهترین جشن تولدی بود ک تابحال تجربه کرده بودم.
خدارو شکر همه چی عاااااالی پیش رفت.هم ب ما خیلی خوش گذشت و هم ب مهمونامون
️





جالب اینجاس ک توقع داشتی روز تولدت حسابی بزرگتر از دیروز باشی![]()
همینکه صبح از خواب بیدار شدی و متوجه شدی روز تولدته،با سرعت رفتی و دستتو بلند کردی ک ب برچسبهای بالای در اتاقت برسه!وقتی دیدی بازم دستت نمیرسه با دلخوری گفتی من ۴ سالم بود دستم نمیرسید الانم ک ۵ سالم شده نمیرسه!!
دائم میپرسیدی الان چیکار میتونم بکنم ک توی ۴سالگی نمیتونستم؟![]()
![]()
اینم زی زی دخترخاله س ک لباس مردونه پوشیده بود و ب شوخی میگفتیم داماده![]()
🏻













فوت کردن شمعها هم عالمی داشت![]()
یه بار روشن کردیم و خودت خاموش کردی، صدبار دیگه روشن کردیم تا همراه مهمونات فوتش کنی![]()
گفتم الان باذن خدا شمع ب حرف میاد و میگه تورو خدا دست از سرم بردارید![]()
کلی از هدیه های تولدت ذوق کردی.هدیه های نقدی رو جمع کردی و گذاشتی توی قلکت و گفتی اگه پدر و مادر خوبی باشید از پولام بهتون میدم![]()
![]()
پرسیدم حالا چی میخای باشون بخری؟؟یکم فکر کردی و متفکرانه گفتی:شاید شاسی بلند بخرم!!!!![]()
محیای من،نازگلِ دوست داشتنیِ من![]()
تنها آرزوی من دیدن شادی و خوشحالی توئه...در شب میلادت آرزو میکنم ب همه ی آرزوهای قشنگت برسی و دلت همیشه پاک و مهربون باشه.
الهی من ب فدای دختر نازنینم بشم.همه ی دنیارو با یه تار موت عوض نمیکنم عسلِ من.
تولدت مبارک باشه
انشالله ۱۲۰ ساله بشی عروسکم
انشالله شادی و خوشبختی مهمون همیشگی خونه ی قلبت باشه عزیزدلم![]()
️![]()




❤️جشن تولد پنج سالگی محیاطلا❤️ 





