حسام نگو ، یه دسته گل!♥️
خاله زهرا ب شوخی میگه توی دنیا به تنها کسی ک غبطه میخورم، معلم حسامه، از بس حرفا و کاراش شیرینه🤭😍 حیفم اومد بعضی حرفاشو ثبت نکنم♥️ قبل از شروع مهر ازم پرسید وقتی توی مدرسه اسممو میگن باید بگم پازل یا فاضل؟؟؟ منظورش حاضر بود🤭♥️ با تایپ صوتی ، هر چی بخاد گوگلمیکنه، گوشیو گرفته بود و توی اپ استور میگفت: بازی شورای دبیران!!!😂😂میخاس دانلود کنه!!🤭😘 یه برگه و خودکار آورد گفت برام اضما بکش!!!کلی کنکاش کردم تا متوجه شدم منظورش امضاست!😂♥️ دوست بابا برامون میوه سپستون آورده بود، بهشون گفتم بی بی از اینا خیلی دوست داشت! بعد از چند دقیقه حسام اومد گفت، بی بی از اینا دوست داشت،بذا...
فیلم🤩
همیشه بعد از هر فیلمی ک میبینم، محیا ازم میپرسه از یک تا ده بهش چند میدی؟🤔 و اینطوری متوجه میشه چقدر اون فیلمه ب دلم نشسته!😉 گاهی فیلم ک تموم میشه میگم عالی بود، میپرسه چند بش میدی؟ میگم ۸😁با تعجب میگه تو ک خوشت اومده بود، میگم همه چیز ک احساس نیس!🤭باید منطقی فکر کرد، ب دلم نشست ولی با همون ۸ ب دلم نشست😁 ب ذهنم رسید اسم فیلمایی ک دیدم بنویسم هم واسه خودم هم آیندگان!!!!(آیندگان کاملا یهویی اومد توی جمله!😜) یه دوست میگفت وقتی فیلم از تی وی پخش میشه و میبینم حس بهتری دارم چون خیلیا همزمان دارن اونو میبینن! جالب بود👌🏻 یکی از قشنگیای فیلم دیدن بحث و تبادل نظر با کسیه ک اونو دیده، لذتش چند برابر میشه.😇 تا جایی ک تونستم ب یاد بیارم اسامی فی...
هوا دلپذیر شد☺️
تعطیلات نوروز 1403
سری سوم عکسهای جامانده: تعطیلات عید 1403 عید امسال مصادف شده بود با ماه مبارک رمضان🌜 محیای عزیزم به میل و اشتیاق خودش برای اولین سال تصمیم گرفت همه ی ماه مبارکو روزه بگیره و خدارو شکر موفق هم شد❤️🌟😍 الهی فداش شم ک ثابت کرد واقعا باارادست💪😍 بعضی روزا من و بابا ازش میخاستیم روزشو کله گنجشکی کنه ولی بازم حاضر نمیشد😅❤️😘 به خاطر ماه مبارک،فقط شب برای افطار و شام بیرون میرفتیم اینجا پارک ساحلی سربنده،آخرین شامی که با حاجیه خیری عزیزم بیرون رفتیم......💔💔💔💔 ...
نویسنده :
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
23:26
نقاشیهای حسام😍
سری دوم عکسای سال گذشته: این قسمت:نقاشیهای آقاحسام🥰 یکی از سرگرمیهای موردعلاقه ی حسام نقاشی کردنه😘 و این سرگرمی از کشفیات خودشه یعنی اولین بار خودش بود ک قلم به دست گرفت و اثرهنری آفرید و ما انگشت به دهان موندیم❤️😍🥰(اغراق مادرانه😁) همه ی این نقاشیها مربوط ب سال گذشته و چهار و پنج سالگی حسامم هستند جوکر توضیحات کنار نقاشی ،حسب الامر نقاش باشی اضاف شدند اینا قدیمی ترن سوپرمن مردعنکبوتی بزرگمردِ کوچکِ هنرمندِ من🥰❤️😘 بعدا نوشت: وقتی داشتم عکسارو آپلود میکردم،یادم افتاد حسام دو تا نقاشی...
نویسنده :
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
22:20
سال تحویل 1403
عکسای گوشیمو ک به کامپیوتر منتقل کردم ، یه عالمه عکس دیدم ک دلم نیومد توی وبلاگ ثبتشون نکنم پس یا علی گفتیم و ثبت آغاز شد!✌️😁 اولین سری عکسها مربوط میشن به تحویل سال 1403 لحظه ی دقیق تحویل سال 1403 ساعت شش و 36 دقیقه بامداد روز چهار شنبه 1 فروردین 1403 شمسی، برابر با 20 مارس (مارچ) 2024 میلادی و 9 رمضان 1445 قمری بود نماد حیوان سال 1403 اژدهاست یعنی مشابه سالی که محیای نازنینم به دنیا اومد🥰❤️ با توجه به زمان سال تحویل،تصمیم گرفتم پیشواز بریم و شب بعد از یه افطار و شام مامان پز خوشمزه،رفتیم سراغ چیدن سفره ی هفت سین😋🥳 امسال یه رسم جالب پی ریزی کردم و چند هفته قبل از سال نو گفتم همه باید برای هم عیدی بگیریم...
نویسنده :
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
19:03
سفر کاشان- پارت2
تولد شش سالگی آقاحسام😍❤️🥳
۸ مهر تولد بهترین، شیرین ترین، شجاع ترین و خوش تیپ ترین حسامِ دنیاست❤️😍😘 تولدت مباااااارک باشه گل پسرکِ دوست داشتنیِ من❤️😍🎉🥳 روزشماری تولد حسام تقریبا از عید نوروز شروع شد، هر روز میپرسید چند روز دیگه تولدمه؟؟😁 تم تولدشو هم بمحض تمام شدن جشن تولد پارسالش انتخاب کرد،عشقِ یکسال اخیرش: سونیک!!🤭💙 تزیینات تولدشو آنلاین سفارش دادیم، میخاستیم سورپرایزش کنیم ک گفت: من حتی اگه وسایلمو ببینم هم سورپرایز میشم!!و با جدیت اونقدر خونه رو زیر و رو کرد، تا بالاخره پیداشون کرد!!😃😍 برا همین دیگه زحمت انتخاب هدیه ی تولدشو ب خودش دادم و با هم رفتیم بازار و خودش این تفنگو انتخاب کرد😘❤️ یه شب قبل از تولدش رفتیم سربن...











