حسام نگو ، یه دسته گل!♥️
خاله زهرا ب شوخی میگه توی دنیا به تنها کسی ک غبطه میخورم، معلم حسامه، از بس حرفا و کاراش شیرینه🤭😍


حیفم اومد بعضی حرفاشو ثبت نکنم♥️
قبل از شروع مهر ازم پرسید وقتی توی مدرسه اسممو میگن باید بگم پازل یا فاضل؟؟؟
منظورش حاضر بود🤭♥️

با تایپ صوتی ، هر چی بخاد گوگلمیکنه، گوشیو گرفته بود و توی اپ استور میگفت: بازی شورای دبیران!!!😂😂میخاس دانلود کنه!!🤭😘

یه برگه و خودکار آورد گفت برام اضما بکش!!!کلی کنکاش کردم تا متوجه شدم منظورش امضاست!😂♥️

دوست بابا برامون میوه سپستون آورده بود، بهشون گفتم بی بی از اینا خیلی دوست داشت! بعد از چند دقیقه حسام اومد گفت، بی بی از اینا دوست داشت،بذار توی جیبت وقتی مردی، روحت ببره برای بی بی!!😂😂♥️


لباس نو پوشیده بود، ب خودش گفت چ پسر نازی، چقدر خوب شد این پسرو خریدی!!!😂♥️

به عکس شوهرعمش که مرحوم شده اشاره کرد و پرسید اسم باباعلی چی بود؟گفتم جعفر با ذوق زیاد گفت:عه امام جعفر صادقه!!!😂😂😂

پارسال تابستون یه چاقوی مخصوص کیک تولد با خودش برد روستا، وقتی برگشت گفت امروز مرغا خیلی بم احترام میذاشتن چون چاقو دستم دیدن!😂😂


بعضی وقتا هم یه حرفایی میزنه ک فقط خودش ازشون سر در میاره،میگفت کاشکی اسم یک، دو بود
اسم دو، یک بود
اسم سه ، چهار بود و .....
دیوونه ی خوش تیپِ منی حسام شیرینم😂😂♥️♥️


یه کشوی مخصوص داره، توش پر اسکناس و عتیقه جاته!!!🤭

میخاستم برم بانک، یه کارت سوخته آورد و گفت اینو بیر بانک بگو توش پول زیاد بذارن، پر پولش کنن رمزشو هم عوض کنن!😃😃

میدونه از سوسک میترسم و تمام تلاششو میکنه بیشتر بترسم!!😁
این شکلی اومد روبروم گفت اگه گفتی من چیم؟؟؟!!🤔


بعد از چند تا حدس گفت نهههه من سوسکم، اینا هم شاخکامن!! و بعد دنبالم میدوید تا بیشتر بترسم😂😂
این نقاشی هنرمندانه هم برای ترسوندن من کشید!!🤭

ماااااه ماااااهِ ، شادی خونست، شیطون بلا و شیرینه ♥️♥️




الهی آنقدر سیر بخندی ک ندانی غم چیست♥️😘😍




حسام نگو ، یه دسته گل!♥️ 



