ماهی قرمز عید
ماهی قرمز عید، چند سالی بود توی سفره ی هفت سینمون غایب بود!
داشتنش همونقدر قشنگ بود که از دست دادنش غم انگیز!
ب همین دلیل عطای داشتنشو به لقاش بخشیدیم و نمیخریدیم!
حسام ک کمی بزرگتر شد، اصرار میکرد بخریم، منم اوکی دادم!😍
همیشه هم دوتا میگیریم، ترجیحا کوچیک!😉
امسال چند روزی از سال تحویل گذشته بود ک یکی از ماهیها رو به موت شد!
خیلی ناراحت کننده بود، محیا گفت بندازیمش ک شاهد مرگش نباشیم!😢
گفتم هنوز نمرده، ممکنه زنده بمونه!
محیا گفت حتی یک درصد هم امکان نداره زنده بمونه!(چون نیمه جون شده بود و تقریبا مایل روی آب خوابیده بود!!)
تا حد زیادی با محیا موافق بودم ولی چون هنوز زنده بود به همون یه درصد احتمال زنده موندنش امید بستم؛مجدد آب تنگو عوض کردم(آب تصفیه گذاشتم)
ظرفشو عوض کردم و دعا کردم زنده بمونه!
دو روز به همین منوال گذشت و در
کمال تعجب بعد از دو روز ماهی سرحال شد!🤩
همون ماهی ک محیا فکر میکرد حتی یک درصد هم امکان نداره زنده بمونه، چهارماه زنده موند!
ب محیا گفتم هر وقت ناامید شدی به همین ماهی قرمز فکر کن، ب اینکه شک نداشتی میمیره، مطمئن بودی و حتی یک درصدم احتمال خطا نمیدادی! ولی شد اونچیزی ک فکر میکردی غیر ممکنه!😍
امروز بعد از ظهر (چهارشنبه ۵/۴/۳ مطابق با روز تاسوعا) ماهی قشنگمون مرد....😢
دلم براش تنگ میشه....
به ما درس امید داد و رفت...
پ.ن: عدنان خواست ماهیو بندازه، گفتم چهارماه توی خونمون بود، دلم نمیاد بندازیش. لیاقت تشییع داره😃 توی دستمال کاغذی پیچوندمش و توی پارک کناریمون، زیر سایه ی یه درخت به خاک سپردمش.




ماهی قرمز عید 

