برفی،خرگوش کوچولوی دوست داشتنی!
زمستون ک رفته بودیم قم،اولین زیارت گل دخترم از حرم حضرت معصومه(س) بود.
بهت گفتم میگن کسی ک اولین بار بره جایی زیارت،هر دعایی کنه مستجاب میشه!
و ازت خاستم هر دعایی ک میخای بکنی.
زیرلب آروم پیس پیس میکردی![]()
کمی طولانی شد!کنجکاو شدم بدونم چ دعایی بود.![]()
گفتم ب منم میگی دعاهات چی بود؟و تاکید کردم البته اگه دوست داری!!(حالا هلاک بودم از فضولی
)
گفتی اول دعا کردم تو واسم نی نی بیاری!بعد از خدا خاستم یه خرگوش بهم بده و بعدشم دعا کردم عسل(دختر خاله) بیاد خونمون و خیییییلی بازی کنیم!
الهی مادر ب فدای دل کوچیک و دعاهای قشنگت![]()
![]()
![]()
![]()
دعای اولتو قول دادم بعد از برگشتن از سفر قرص نی نی بخورم تا نی نی دار شم!
واسه دعای دومت هم ب خاله ناهید پیام دادم ک اگه میتونه خرگوش واست سراغ بگیره و قول داد پیگیر بشه!
دعای سومت هم چون عسل خونشون دوره فعلا کاری از دستم بر نمیومد![]()
خب مادر یه فرشته س دیگه...
وقتی خدا منو فرشته ی نگهبان تو کرده،پس بهم قدرت داده ک سعی کنم آرزوهای قشنگتو برآورده کنم![]()

۲۵بهمن ساعت ۱۹ و ۱۵ دقیقه،خبر برآورده شدن اولین دعاتو بهت دادم![]()
کلی ذوق کردی،روزی چند بار شکممو میبوسی و قربون صدقه ی نی نی میری![]()
![]()
️

بعد از تعطیلات عید،سر کلاس درس بودم ک متوجه شدم خانم محمودی مربیت داره بهم زنگ میزنه!با کمی نگرانی جواب دادم و صدای خوشحالِ تورو شنیدم ک میگفتی خانم محمودی خرگوش آورده و میگه اگه مامانت اجازه بده میدم واسه خودت!اجازه میدی؟!!
خب مگه میشد اجازه ندم؟!یه آرزوی دیگه ی محیام برآورده شده بود و از این بابت باید ممنونش میبودم![]()
️
و اینگونه بود ک یه خرگوش خوشگل و دوست داشتنی مهمون خونمون شد.

اسمشو گذاشتی برفی![]()

کلی از داشتنش خوشحالی...![]()

اونقدر خوشحالی ک وقتی بلبلها مردند و ناراحت بودی،واسه دلداریِ خودت میگفتی خدارو شکر خرگوشم زنده س![]()

ایشالا همیشه شااااااد و سرحال باشی عزیزدلم![]()
![]()
امیدوارم همه ی دعاهای قشنگت مستجاب بشن و ب همه ی آرزوها و رویاهات برسی![]()
![]()
![]()
️![]()

برفی،خرگوش کوچولوی دوست داشتنی!




برفی،خرگوش کوچولوی دوست داشتنی! 






....آرزوهات همیشه در دسترس محیا گلی
