محیامحیا، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 14 روز سن داره
محمد حساممحمد حسام، تا این لحظه: 8 سال و 16 روز سن داره

میم مثه محیا و محمدحسام

شما مرا جان و جهانید😍♥️🥰

نوروز96

  استارت گردشهای نوروزی قبل از خود تعطیلات زده شد و جمعه 27 اسفند رفتیم دیلم و علاوه بر خریدهای متفرقه یه چادر مسافرتی فقط و فقط بخاطر اصرارهای گل دخترم خریدیم.     آخرین ناهار سال95 همه ، خونه ی بابابزرگت جمع شدیم. سر سفره بودیم ک سال تحویل شد.ما هم ک این پیش بینی رو کرده بودیم توی سفره ی ناهار هم بساط هفت سین گذاشتیم   . با اینکه خودمون توی خونه سفره هفت سین چیده بودیم ولی خونه باباحاجی هم سفره هفت سین گذاشتیم و شد سومین سفره ی هفت سینمون . دور سفره نشستیم و باباحاجی واسه هممون دعاهای قشنگ کرد.   سفره هفت سین ما:     &nbs...
20 فروردين 1396

محیــــا دختری در شهرکرد!!!

بعد از مسافرت پارسال و حادثه ی تلخی ک اتفاق افتاد،ترس عجیبی از سفر داشتم! از یه طرف واسه تغییر روحیه لازم المسافرت بودم و از طرف دیگه با شنیدن اسم مسافرت صحنه ی وحشتناک تصادف آنی عزیزم جلوی چشمام ظاهر میشد! بالاخره بعد از اینکه بابات خیالمو راحت کرد ک با احتیاط رانندگی میکنه،با کلی نذر و دعا ، ب خدا توکل کردیم و صبح روز سه شنبه 94/5/13 راهی شهرکرد شدیم. عمه امل هم همراهمون بود.خدارو شکر به هممون خیـــــــــــــــــــــــــلی خوش گذشت.تو بیشتر از بقیه خوش گذروندی و واقعا ذوق زده بودی.خدارو شکر خیلیم خوش مسافرتی عزیزدلم. صبحونه رو توی ایذه صرف کردیم اینجا سد کارون 3 توی ایذه س ...
21 مرداد 1394

اولین سفر برون استانی

مسافرت بدون برنامه ریزی مثه هندونه بلاشرط چاقو میمونه!خدارو شکر هندونه ی ما خوب از آب دراومد بعد از کلی تردید و جاموندن از چند گروه مسافرتی!!بالاخره دلو ب دریا زدیم و روز پنجشنبه با دایی منصور و خاله زهرا رفتیم همدان.اولین سفر برون استانی محیـــــای عزیزم! خدارو شکر زیاد اذیتمون نکردی و ماهم تمام سعیمونو کردیم تا اصلا اذیت نشی!! خوشم میاد خوش سفری! پارسال ک هنوز توی شکمم بودی رفتیم مشهد و بااینکه سفر طولانی شد و منم ماههای اول بارداریم بود اصلا اصلا اذیتم نکردی.قربـــــــــــــــــــــــــــووووووون دخمل گلم ک همیشه هوای مامانیشو داره صبح ساعت 4 از خونه زدیم بیرون.تو بغل عمه امل خواب بودی و عمه با رعا...
31 تير 1392