ثبت نام کتاب کلاس اول حسام😍
الهی دورت بگردم حسامم، عزیزم، جانم😍♥️ امروز بعد از ناهار متوجه شدم مدیرتون توی گروه پیام داده اسم تو هم توی لیست بود😍 اینقدر از دیدن اسمت ذوق کردم ک هزار بار بوسیدمت و گفتم الهی مادر به فدات، تو کِی اینقدر بزرگ شدی😍😍🥹🥹 انگار همین دیروز بود ک نی نی بودی توی بغلم♥️😍🥹 الهی من دورت بگردم چ حس شیرینیه دیدن بزرگ شدن پاره های تنم♥️😍 محیا گفت مامان بغضی شده!! 😅 ب اشکی ک داشت از چشمم میومد اشاره کردم و گفتم دیگه بغض نیس😂😅♥️ در حالی ک قربون صدقه ی هردوتاشون میرفتم کتاب حسامو سفارش دادم😍 انشالله راه موفقیت براتون هموار باشه عزیزای من، انشالله هر روز زندگیتون قشنگتر و بهتر از ...
نویسنده :
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
14:57
اهواز- پارت ۴(فروش زمین)
اهواز - پارت ۳(مدرسه رهنما)
سربندر خرداد ۱۴۰۴
مامان/بابا
نتیجه آزمون اعزام به خارج
برای محیا❤️
حسام نگو طلا بگو😍
حسامِ شیطون و شیرین زبونم، انرژی مثبت خونست پایه ی پیاده رویها و بیرون رفتنام شده❤️ فشن دیزاینر خوبی هم هست 🤭❤️ دیشب این لباسارو پوشیده بود و شده بود امام حسین🤭 اون شال روی صورتش هم نورِ امامته😅❤️ توی مهد باشون سرود کار میکردن.یه قسمت از سرود میگفت:یابن الحسن عنایتی بر ما فقیران.... حسام گفت به خاله کوثر گفتم: من ک فقیر نیستم، من پولدارم😅❤️ خاله کوثر هم خیلی قشنگ جوابشو داده بود و گفت منظورش اینو چون امام زمانو نداریم فقیریم توصیفات بهشتو ک شنیده بود گفت : مچ خدارو گرفتم، فهمیدم بهشت چجوریه!!!😁❤️ توی عکس بالا، اولین بار بود ک یکی از همکلاسیاش اومده بود خونمون.امیر علی نصاری یه پسر مهرب...







