محیامحیا، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 21 روز سن داره
محمد حساممحمد حسام، تا این لحظه: 8 سال و 23 روز سن داره

میم مثه محیا و محمدحسام

شما مرا جان و جهانید😍♥️🥰

سیزده بدر-نوروز ۹۸

روز سیزده با عمه اینا رفتیم اطراف رامهرمز،جوج زدیم😀 هوا عالی،جمعمون عالی،غذا عالی فقط جای خوش اخلاقیِ حسام خالی!!😀😀 فقط میخواست بغلم باشه و خیلی غریبی میکرد 😘 این عکسای خوشگل هنری هم کار محیاخانوم خوشگله😘 پ.ن:پنج روز از سیزده گذشته و تازه فرصت کردم عکساشو بذارم.واقعا با وجود بچه ی کوچیک وقت آزاد خیلی کمه.😅   بعدا نوشت:سبزه ی عیدمونو بردیم توی طبیعت بذاریم اما محیا راضی نشد و با خودمون برگردوندیم خونه و محیا سبزه رو داد خرگوشش نوش جان کرد.😀 ...
18 فروردين 1398

سربندر-نوروز ۹۸

امسال بخاطر پیامها و بیانیه های فراوون ستاد بحران،سفرهای نوروزی رو ب حداقل رسوندیم.و روزهایی هم ک بیرون میرفتیم با کلی صلوات و صدقه و دعا بود!😉 خدارو شکر پیش بینیها خیلی درست از آب درنیومد و علیرغم شایعه های مجازی شهرما و شهرهای اطراف سیل نیومد. هنوز همه ی ایران داغدار از دست دادن هموطنانمون در سیل گلستان و شیراز و .... هستیم. روز دوشنبه دوازده فروردین رفتیم سربندر. محیارو بردیم شهربازی و حسااااااااابی خوش گذروند.💖 خیلی خیلیییی خوش گذشت.مخصوصا اینکه همراههای خوبی داشتیم...
14 فروردين 1398

روستا-نوروز ۹۸

یکی از باصفاترین جاهایی ک آدمای بامحبت و دوست داشتنی داره،روستاست. هروقت میریم روستا با یه عالمه خاطره ی خوش برمیگردیم.اغلب هم محیا با چشم گریون برمیگرده و دوست داره بیشتر بمونیم.😀 محیا دو تا از این جوجه هارو انتخاب کرد و شدند جوجه های محیا.😉 اسمشونم گذاشت طلا و تیره.😍 قرار شد همونجا بمونن و ازشون نگهداری کنن،ولی جوجه های محیا باشن.😉 روز اول رفتیم کوه نزدیک روستا،بصرف چای. شب تا حوالی ساعت ۳ بیدار بودیم و دورهمی پانتومیم و چشمک بازی کردیم و خوش گذروندیم. و صبح با بوی خوش نون تازه بیدار شدیم.😍 مگه داریم خوش بوتر از بوی نون تازه در هوای صبحگاهی روستا؟😍😌 ...
13 فروردين 1398

پارک ساحلی-نوروز ۹۸

روز یکشنبه ۴ فروردین ۱۳۹۸ همراه خاله حاجیه و خاله صدیقه و خاله لیلا رفتیم پارک ساحلی سربندر به صرف شام. عصر ک راه افتادیم هوا خیلی خوب بود،اما یهو سر شام باد شد و دائم شدیدتر میشد و مجبور شدیم بعد از شام سریع برگردیم.😉   ...
5 فروردين 1398

نوروز ۱۳۹۸

سلام سال نوی همه ی دوستهای خوب نی نی وبلاگی مباااارک باشه.😘 امیدوارم سالی سرشار از اتفاقها و خبرهای خوب و قشنگ واسه ی همه باشه. فعلا حسابی سرگرم گردشهای نوروزی هستیم و فقط با عکس آپ میکنم تا بعدا سرفرصت خاطراتشو هم مکتوب کنم.😉 ...
3 فروردين 1398

آخرین های سال ۹۷

آخرین جمعه ی سال ۹۷ ب پیشنهاد محیا گلی ناهار ماهی داشتیم و بعد از ناهار رفتیم طبیعت گردی. محیا کلی کُنار جمع کرد.هرچند چون خیلی شیرین بودن زیاد خوشش نیومد و فقط دو-سه تا خورد.😉 این پروانه ی خوشگلو ب آرومی روی انگشتش گرفت و خیلی زود روی گلها گذاشتش و مراقبش بود تا پر بزنه و برگرده خونشون!😉😘 روز خوبی بود و به هممون خیلی خوش گذشت. آخرین پنجشنبه ی سال هم کنار مزار مادرم بودیم.و باز هم جای خالیش بزرگترین غم اینروزهای ماست.💔 برای شادی روح همه ی پدران و مادران آسمانی الفاتحه مع الصلوات.🌹🌹 ...
26 اسفند 1397
1446 17 12 ادامه مطلب

نوروز ۹۸ در پیش دبستانی محیا

عید نوروزِ امسال،خیلی زود ب پیش دبستانیِ محیا اینا رسید!😆 روز چهارشنبه ۲۲ اسفند،ساعت ۱ و نیم جشن نوروزی تدارک دیدن و کلاس تعطیل شد تا ۱۷ فروردین. صبح من و محیا یه کلمن شربت آماده کردیم.محیا زحمت خرید لیوانهای یکبار مصرفو کشید و بچه ها و مامانارو شربت آناناس مهمون کردیم.حسابی استقبال شد و خیلی تشکر کردند. بیشترین ذوق محیا برای جشن،ب این دلیل بود ک خانم مربیشون اجازه داده بودن هر لباسی میخان بپوشن و محیا واسه پوشیدن لبتس عیدش روز شماری میکرد.😁😘 دلت آبی تر از دریا عزیزم ب کامت گردش دنیا عزیزم الهی همیشه چون گل بخندی بهارانت خوش و زیبا عزیزم 💖💖💖💖💖💖 محیا و تارا و نر...
24 اسفند 1397