بینایی سنجی
شب اولی ک ساکن اهواز شدیم، پشت پنجره ی پذیرایی با بچه ها نشسته بودم و تابلوهای خیابون روبرو میخوندم: آشپزخانه مرکزی ، شیرینی سرای عالیجنباب، مبل و ....
محیا با تعجب پرسید: مامان تو میتونی اون تابلوهارو بخونی؟؟؟
-مگه تو نمیتونی؟؟😦
-نه!
گفتم اشکال نداره، میریم بینایی سنجی اگه لازم بود عینک میگیری و دیگه میتونی بخونیشون😍🤓
در اولین فرصت رفتیم بینایی سنجی زمرد توی خیابون حجت، زیتون


محیا ک این عینکو زد، حسام پرسید همین عینکشه؟ با همین میره بیرون؟
وقتی ب شوخی تایید کردم!! کلی خندید!
پرسیدم مگه خوب نیس؟میگفت خوبه و بازم میخندید😃


بعد براش توضیح دادم ک اون فقط برا معاینه و تعیین نمره ی چشم و ایناست😉😁
چون مدارس نزدیکن، برای اینکه خیالم راحت شه، گفتم بینایی حسامو هم چک کنه



خدارو شکر در عین ناباوری و البته خوشحالی گفت بینایی هر دو کامله و چشماشون ضعیف نیس!
توضیح دادم ک محیا برخی تابلوهای دورو نمیتونست بخونه!
گفت شما تیزبینید!😃
گفت این مسأله زیاد پیش میاد ک یه نفر با دید عادی، خودشو با یه فرد تیزبین و با دید عالی مقایسه میکنه و فکر میکنه چشماش ضعیفه !
و دلیل اینکه خوب نمیبینه بخاطر خستگی چشم و استفاده ی زیاد از گوشیه
براشون توضیح داد ک حداکثر روزی یکساعت میشه گوشی دید اونم با فاصله و ...
خدارو هزار بار شکر ک بیناییشون مشکلی نداشت و توی این سن کم مجبور ب استفاده از عینک نشدن♥️🙏🏻
اصلا بروز نمیدادم ولی یکی از کابوسام این بود ک بچه هام توی سن کم عینکی بشن🙈
خیلی خیلی خیلی خوشحال شدم ک این اتفاق نیفتاد😍




بینایی سنجی 
