محیامحیا، تا این لحظه: 6 سال و 10 ماه و 17 روز سن داره
محمد حساممحمد حسام، تا این لحظه: 1 سال و 1 ماه و 19 روز سن داره

میم مثه محیا و محمدحسام

**💖جان و جهانِ من شمایید💖**

محیــــا دختری در شهرکرد!!!

1394/5/21 22:34
1,764 بازدید
اشتراک گذاری

بعد از مسافرت پارسال و حادثه ی تلخی ک اتفاق افتاد،ترس عجیبی از سفر داشتم!

از یه طرف واسه تغییر روحیه لازم المسافرت بودم و از طرف دیگه با شنیدن اسم مسافرت صحنه ی وحشتناک تصادف آنی عزیزم جلوی چشمام ظاهر میشد!

بالاخره بعد از اینکه بابات خیالمو راحت کرد ک با احتیاط رانندگی میکنه،با کلی نذر و دعا ، ب خدا توکل کردیم و صبح روز سه شنبه 94/5/13 راهی شهرکرد شدیم.

عمه امل هم همراهمون بود.خدارو شکر به هممون خیـــــــــــــــــــــــــلی خوش گذشت.تو بیشتر از بقیه خوش گذروندی و واقعا ذوق زده بودی.خدارو شکر خیلیم خوش مسافرتی عزیزدلم.

 

صبحونه رو توی ایذه صرف کردیم

 

 

اینجا سد کارون 3 توی ایذه س

 

 

اینجا پل زمانخانه ک واسه اولین بار استخر توپو تجربه کردی و خیلی خوشت اومد

 

 

 

 

اینجا قلعه ی چالشتره

 

 

اینم موزه ی توی قلعه س ک تو حسابی از دیدن این مجسمه ها تعجب کردی

 

 

 

ب پیرغار ک رسیدیم پرسیدی اینجا کجاست؟گفتم پیرغار.پرسیدی:پیر غار میگه قارقار؟چندتا جوون اونجا بودن ک با شنیدن این حرف ب خنده افتادن و تا مدتی تکرار میکردن :پیرغار میگه قار قار"

 

 

 

 

 

 

 

اینجا یه چشمه قبل از چشمه دیمه س.آبش خیلی سرد و هوا معرکه بود

 

 

بازم یه استخر توپ کنار چشمه دیمه

 

 

چشمه زنه نسبت ب بقیه ی جاهایی ک رفتیم جذابیت کمتری داشت.تو هم ک بخاطر آب بازی توی آب سرد پیرغار و چشمه دیمه یه کوچولو سرماخورده بودی و شب نتونسته بودی خوب بخوابی،حسابی خوابت میومد و مجبورمون کردی ناهارو تموم نکرده بساطمونو جمع کنیم و برگردیم

 

 

مسافرت واست مترادف بود با قایق سواری!!چراشو نمیدونم!!بالاخره گرداب بن تونستی قایق سواری کنی.

 

 

 

چشمه برم لردگان هم خیلی باصفا بود

 

 

تنها ایرادی ک ب گل دخترم وارد بود این بود ک خیلی جاها نمیذاشتی ازت عکس بگیرم و دوربینو ک میدیدی اینجوری چشماتو میبستی

 

 

خدارو هزاران هزار بار شاکرم ک سفرمون بخیر و خوشی گذشت.خوشحالم ک به هممون خوش گذشت و یه عالمه خاطره ی خوب از اولین سفر مستقل واسمون بجا موند.آخه قبل از این همیشه حداقل دو ماشین همسفر داشتیم و اولین باری بود ک تنها مسافرت میرفتیم.

 

پسندها (2)

نظرات (8)

مامان راحیل و بابا مهدی
21 مرداد 94 23:47
سلام عزیزم انشاالله همیشه به مسافرت و شادی ماهم ان شاالله میخوایم دخملمون که همنام شماسو ببریم مسافرت شهرکرد ان شاالله که به دخمله منم مثله شما خوش بگذره
همراه رایانه
22 مرداد 94 9:15
همراه رایانه مرکزی برای پاسخگویی به سوالات رایانه ای تلفن :9099070345 www.poshtyban.ir
مامان راحله
24 مرداد 94 12:59
تمام عروسک های دنیا تا همیشه یتیم می ماندند اگر خدا دختر را نمی‌ آفرید …روزت مبارک عزیزم
یاس ارغوان
25 مرداد 94 16:40
خدا حفظش کنه...... محیا جون روزت مبارک.
مامان مبینا
1 شهریور 94 18:10
ایشالله همیشه خوش باشین عزیزان
مامان مبینا
1 شهریور 94 18:10
مامان نرگس
3 شهریور 94 8:16
انشاله همیشه به شفر و شادی محیا جون خداروشکر که به سلامت رفتید و اومدید........
مامان مبینا
4 شهریور 94 18:49