محیامحیا، تا این لحظه 6 سال و 4 ماه و 25 روز سن دارد
محمد حساممحمد حسام، تا این لحظه 7 ماه و 27 روز سن دارد

میم مثه محیا و محمدحسام

**💖جان و جهانِ من شمایید💖**

هوا دلپذیر شد!!

1392/12/19 18:16
467 بازدید
اشتراک گذاری

محیا

چند روزیه هوا شده باقلواااااا.

بدجور سه نفرس!!ما هم ک سه نفریم و دلمون نمیاد رویِ هوارو زمین بذاریم!!از هر فرصتی برای بیرون رفتن استفاده میکنیم.

بساط شلغم و لیموشیرین برچیده شد و جاشو داد ب آبهویج بستنی!تقریبا هرشب آبهویج پارتی داریم!!!

اینجا اولین تجربه ی مستقل بستنی کیم خوردنته!

محیا

دیشب تا پارک نزدیک خونه رو پیاده گز کردیم.مسیری ک در حالت عادی نهایتا 10دقیقه طول میکشید به میمنت وجود نازنین محیام یک ساعته طی شد!!

حاضر نمیشدی بغلت کنیم و هر 1متر ک راه میرفتی(توی هرجهتی ک دلت میخواست)حالتWCروی زمین مینشستی!اصرار و خواهش و تهدید و تطمیع هم برای بلند کردنت بی فایده بود!توی خیابون دور خودت میچرخیدی و با صدای بلند به زبون خودت حرف میزدی و آواز میخوندی!خوشحال بودی و صدای آهنگ ماشینارو ک میشنیدی دست میزدی و قر میدادی!!من و بابا هم در نقش بادیگارد مراقب بودیم اتفاقی واست نیفته!

محیا

شب خیلی خوبی بود.یاد اوایل ازدواجون افتادیم ک چقدر توی این مسیر پیاده روی کردیم و حالا گل دخترمون کنارمونه و با شیطنتاش هوا رو دلپذیرتر کرده و نقش سرعت گیر داره!!

پارک حسابی شلوغ بود.از اونجائیکه یکی-دو ماهه ک یکی از تابهای پارکو جزء مایملک خودت میدونی،شانس آوردی ک مهرت ب دل مامان بچه ای ک روی همون تاب بود افتاد و از بچه ش خواست جاشو ب تو بده!!تو هم یه نیم ساعتی جا خوش کردی تا اینکه ب هوای "نام نام" ازش دل کندی!

محیا

تنها تغییر منفی اینروزات اینه ک دیگه از حموم رفتن خوشت نمیاد!!

محیا تا این لحظه ، 1 سال و 2 ماه و 8 روز و 20 ساعت و 6 دقیقه و 8 ثانیه سن دارد :.

پسندها (2)
نظرات (34)
مرضیه مامان محیا
20 اسفند 92 1:31
وای چقدر رنگ زرد به محیاجون میاد فاطمه جون چرا زودتر این لباسو تنش نکردی خیلی ناز شده من میخواستم درسته قورتش بدم هزار ماشاا.. خدا بهت ببخشه از الان مشخصه که خیلی هم اعتماد به نفس داره
نرگس
20 اسفند 92 11:18
عزیزم محیابانوی ما چه کیمی میخوره....ای جون خوشحالم شب خوبی رو گذروندید فاطمه جون...خدا محیا رو واستون نگه داره قرتی خانم ما چه تل های رنگارنگی هم میزنهچه خوشگل شده
مامان محیا
20 اسفند 92 23:49
هزار ماشالله بزنم به تخته{آیکون زدن به تخته}روز به روز خوشگل تر میشه
مامان محیا
20 اسفند 92 23:50
خوب اونجا با هوای تابستونی کیف میکنیدالبته اینجا هم خیلی هوا خوب شده ولی امروز کمی سردتر شده بود
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
21 اسفند 92 2:27
اي من به فداي اون بستني خوردنت عروسككككك
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
21 اسفند 92 2:28
اي جونم فاطمه جون با لباس زرده شده عروســــك
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
21 اسفند 92 2:28
خواهر واسش اسپند دود كن
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
21 اسفند 92 2:29
به به ميبينم كه از هواي سه نفره نهايت استفاده رو بردين هااااا... انشالله هميشه شاد و عاشق باشين
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
21 اسفند 92 2:31
خواهري من و اوايي خوبيم .... تلاش براي خوب تر بودن ميكنم كه ناممكنه .... واكسن اوايي رو زدم و حسابي با تب و ... همراه شد ... عفونت لاكردار هم هنوز جز لاينفك اوايي شده... خلاصه كه حسابي پيچيدم بهم انشالله امسال زودتر تموم شه اصلاً نيمه ي دومش رو دوست نداشتم
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
21 اسفند 92 2:33
دوسسسسسسسسستون دارم .... بوسسس

مطالب پیشنهادی از سراسر وب