محیامحیا، تا این لحظه 6 سال و 4 ماه و 27 روز سن دارد
محمد حساممحمد حسام، تا این لحظه 7 ماه و 29 روز سن دارد

میم مثه محیا و محمدحسام

**💖جان و جهانِ من شمایید💖**

محیایِ یه ساله ی من!!

1392/11/26 13:54
444 بازدید
اشتراک گذاری

میگن شرکت دینا(چی توز)یه محصول جدید معرفی کرده،چقدر واسم آشناس این محصول!!

محیا محصول جدید چی توز

محیا محصول جدید چی توز

حس میکنم روی تردمیل زمان ایستادم و مجبورم روی دور تندش حرکت کنم.از شما چ پنهون کم کم دارم نفس کم میارم!!!

حالا ک یهbreakپیدا شده و گوش شیطون کر،نازنین محیا در خواب نازه،تا بیدار نشده چندتا از شیرین کاریای یک سالگیشو بنویسم.

ب شدت بهونه گیر و بدغذا شده(به به،شیرینیش دلتونو نزنه هاااا)

خیلی ب من وابسته شده(مزاقب قند خونتون باشید،از ما گفتن بود)

پرحرف شده و ب زبون خودش یه عالمه غر میزنه(خداوکیلی این دیگه واقعا شیرین بود)

محیا

خیلی اجتماعی شده و وقتی میریم خونه ی خاله هاش حاضر نمیشه برگردیم و معمولا با چشم گریون سوار ماشین میشه!

با شنیدن کوچکترین آهنگ ریتمیک،حرکات موزونو شروع میکنه و با زبون خودش از بقیه هم دعوت ب مجلس گرمی میکنه!

محیا و حرکات موزون

تموم این یه سال عشق آب بازی رو فراموش نکرد!حتی برای صورت شستن صبحگاهی هم مجبورم بذارم چند دقیقه با آب بازی کنه.

محیا عشق آب

محیا و رو شویی

دوستان نابابش جاکفشی و کابینتهای آشپزخونن!!

محیا و جاکفشی

محیا و کابینت

میخواد مستقل غذا بخوره و بهای این خواستش کثیفی خودش و خونه تا شعاع دومتریه!

مستقل غذا خوردن محیا

خیلی دوست داره توی کارا کمکم کنه!!!

توی شستن لباسا

لباسشویی محیا

جمع کردن لباسای خشک شده(البته بعد از کله پا کردن جارختی)

محیا

و یا مرتب کردن خونه بعد از جشن

محیا

و حتی رانندگی کردن

محیا

رانندگی محیا

فرهنگ واژگانش تا الان:

بابا(والد گرامیش)-ماما(والده ی محترمه ش)-دَ دَ (همه ی بچه ها)- دِ (توپ،همون یک دو سه)-تااااا(تاب)-دَه(بصورت خیلی کشدار یعنی بَــــــــــــــــه)-نـَ نـَ نـَ(هر وسیله ی ممنوعه ک قبلش ما منعش کرده باشیم)-تیس(روم ب دیوار:جیش)- پووف(بخاری و غذای گرم)-تِخخخخ(ب چیزای اَخ و بدمزه مثه غذا!)- اَ اییی (اَلو،موبایل و تلفن)

محیا

بازیهای مورد علاقش:دالی موشه،کلاغ پر و اتل متل توتوله(هر سه تا رو بلده و بازی میکنه)

قرار بود هدیه ی یکسالگی محیا از طرف من و باباییش یه گردنبند خوشگل باشه ولی آخرین لحظه  قبل از خرید یکی از دوستام ک اینروزا بدجور ب مشکل مالی برخوردن ازم کمک خواست.از اونجاییکه پول نقد زیادی نداشتیم،تصمیم گرفتم یه سکه رو بفروشم  به اضافه ی پول هدیه ی محیاگلی تا بتونم کمکی بکنم.انشالله هیچ بنده ای توی آمپاس مالی قرار نگیره.مطمئنم اگه محیاگلی هم بزرگ بود از این تصمیمم استقبال میکرد.

تاب محیا

 ب همین دلیل هدیه ی تولد نازنین محیا شد یه تاب خوشگل ب همراه یه آسمون عشقِ بی انتها

محیا

محیا تا این لحظه ، 1 سال و 14 روز و 1 ساعت و 1 دقیقه و 4 ثانیه سن دارد :.


پسندها (2)
نظرات (31)
مامان محیا
24 دی 92 2:50
میگم نکنه از شرکت چی توز پورسانت گرفتی ای بدجنس
مامان محیا
24 دی 92 2:52
قرتی خانم قربون اون رقصت برم من
مامان محیا
24 دی 92 2:53
آخه دخملی این چ دوست هایی که داری تو
مامان محیا
24 دی 92 2:54
به به میبینم که فاطمه جون در جمع کردن لباسات خیلی بهت کمک میکنه
مامان محیا
24 دی 92 2:56
میدونی که بچه ها عاشق اسباب بازی اند پس مطمئن باشوقتی محیاگلی بزرگ بشه خیلی ازاین کمک مالی به دوستت استقبال میکنه که باعث شد واسش تاب بخرید
mamane mahya
24 دی 92 14:45
salam azizam che aksaye nazi khale toro khoda nazaresh to roshoi yeho miyofte kar datet mide in jensa imen nistan
مینا مامان روشا
26 دی 92 0:40
قربونت برم.حســـــــــــــابی وروجک شدیا
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
26 دی 92 21:08
اونی که لیاقت تو رو نداره....، خب نداره دیگه،،،، غصه کم سعادتی مردمم ما بخووورییییم!!!!!! والاااا.......... عاششششششششقتم دوست خوبم
مامان محیا
27 دی 92 2:04
سلام دوستی جونی چ کردی با امتحانات.زیاد که از شاگردات امتحان سخت نگرفتی اینم واسه ی محیا گلی
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
27 دی 92 19:30
ﺁﺩﻣﻬﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺷﻨﻮﻧﺪ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺗﺮﻳﻦ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ: " ﻏﺼﻪ ﻧﺨﻮﺭ، ﺑﺎﻫﻢ ﺩﺭﺳﺘﺶ ﻣﻴﻜﻨﻴﻢ"

مطالب پیشنهادی از سراسر وب