محیامحیا، تا این لحظه 6 سال و 5 ماه و 19 روز سن دارد
محمد حساممحمد حسام، تا این لحظه 8 ماه و 21 روز سن دارد

میم مثه محیا و محمدحسام

**💖جان و جهانِ من شمایید💖**

محیایِ یه ساله ی من!!

1392/11/26 13:54
457 بازدید
اشتراک گذاری

میگن شرکت دینا(چی توز)یه محصول جدید معرفی کرده،چقدر واسم آشناس این محصول!!

محیا محصول جدید چی توز

محیا محصول جدید چی توز

حس میکنم روی تردمیل زمان ایستادم و مجبورم روی دور تندش حرکت کنم.از شما چ پنهون کم کم دارم نفس کم میارم!!!

حالا ک یهbreakپیدا شده و گوش شیطون کر،نازنین محیا در خواب نازه،تا بیدار نشده چندتا از شیرین کاریای یک سالگیشو بنویسم.

ب شدت بهونه گیر و بدغذا شده(به به،شیرینیش دلتونو نزنه هاااا)

خیلی ب من وابسته شده(مزاقب قند خونتون باشید،از ما گفتن بود)

پرحرف شده و ب زبون خودش یه عالمه غر میزنه(خداوکیلی این دیگه واقعا شیرین بود)

محیا

خیلی اجتماعی شده و وقتی میریم خونه ی خاله هاش حاضر نمیشه برگردیم و معمولا با چشم گریون سوار ماشین میشه!

با شنیدن کوچکترین آهنگ ریتمیک،حرکات موزونو شروع میکنه و با زبون خودش از بقیه هم دعوت ب مجلس گرمی میکنه!

محیا و حرکات موزون

تموم این یه سال عشق آب بازی رو فراموش نکرد!حتی برای صورت شستن صبحگاهی هم مجبورم بذارم چند دقیقه با آب بازی کنه.

محیا عشق آب

محیا و رو شویی

دوستان نابابش جاکفشی و کابینتهای آشپزخونن!!

محیا و جاکفشی

محیا و کابینت

میخواد مستقل غذا بخوره و بهای این خواستش کثیفی خودش و خونه تا شعاع دومتریه!

مستقل غذا خوردن محیا

خیلی دوست داره توی کارا کمکم کنه!!!

توی شستن لباسا

لباسشویی محیا

جمع کردن لباسای خشک شده(البته بعد از کله پا کردن جارختی)

محیا

و یا مرتب کردن خونه بعد از جشن

محیا

و حتی رانندگی کردن

محیا

رانندگی محیا

فرهنگ واژگانش تا الان:

بابا(والد گرامیش)-ماما(والده ی محترمه ش)-دَ دَ (همه ی بچه ها)- دِ (توپ،همون یک دو سه)-تااااا(تاب)-دَه(بصورت خیلی کشدار یعنی بَــــــــــــــــه)-نـَ نـَ نـَ(هر وسیله ی ممنوعه ک قبلش ما منعش کرده باشیم)-تیس(روم ب دیوار:جیش)- پووف(بخاری و غذای گرم)-تِخخخخ(ب چیزای اَخ و بدمزه مثه غذا!)- اَ اییی (اَلو،موبایل و تلفن)

محیا

بازیهای مورد علاقش:دالی موشه،کلاغ پر و اتل متل توتوله(هر سه تا رو بلده و بازی میکنه)

قرار بود هدیه ی یکسالگی محیا از طرف من و باباییش یه گردنبند خوشگل باشه ولی آخرین لحظه  قبل از خرید یکی از دوستام ک اینروزا بدجور ب مشکل مالی برخوردن ازم کمک خواست.از اونجاییکه پول نقد زیادی نداشتیم،تصمیم گرفتم یه سکه رو بفروشم  به اضافه ی پول هدیه ی محیاگلی تا بتونم کمکی بکنم.انشالله هیچ بنده ای توی آمپاس مالی قرار نگیره.مطمئنم اگه محیاگلی هم بزرگ بود از این تصمیمم استقبال میکرد.

تاب محیا

 ب همین دلیل هدیه ی تولد نازنین محیا شد یه تاب خوشگل ب همراه یه آسمون عشقِ بی انتها

محیا

محیا تا این لحظه ، 1 سال و 14 روز و 1 ساعت و 1 دقیقه و 4 ثانیه سن دارد :.


پسندها (2)
نظرات (31)
مامان ماهان
23 دی 92 22:55
سلام خوبي عزيزم خوشي نفس خاله خوبه حالا من بي وفا چرا نمياي پيشم گلم دلم براتون تنگ شده عكسهاي دخملي نازه خيلي
مامان ماهان
23 دی 92 22:59
مامان ماهان
23 دی 92 22:59
دوستون دارم
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
23 دی 92 23:23
خواهر منم از اين محصول جديد چي توز ميخوام خوووووووووووو...... خاله من فداي قر دادنت و اب بازيت بششششششششم
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
23 دی 92 23:24
كاش همه ي دوستاي ناباب مثل كفش هاي تو جا كفشي و وسائل تو كابينت بودن خواهر
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
23 دی 92 23:26
قربون أون مسلط غذا خوردنت بشم عزيزم......... فداي اون كمكات.... بده خواهر ميخواد تو شستن لباس ها بهت كمك كنه....لباساشم كه خودش داره جمع ميكنه دخترم بدهههههههه
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
23 دی 92 23:28
تاب آت خيلي خوشگله خاله مباركت باشه عزيزمممممممممم.....قربون اون رانندگي كردنت بشم مننننننننننننننننننننن
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
23 دی 92 23:29
خواهر تو اين دوماه بيشتر از هفت كيلو وزن كم كردم متاسفانه به خاطر بي خوابي هاي شب و فشار هاي زياده
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
23 دی 92 23:40
عزيزم خصوصي داري
مامان محیا
24 دی 92 2:49
عنوان پست رو مینوشتی محیای شیطون من

مطالب پیشنهادی از سراسر وب