محیامحیا، تا این لحظه 6 سال و 4 ماه و 25 روز سن دارد
محمد حساممحمد حسام، تا این لحظه 7 ماه و 27 روز سن دارد

میم مثه محیا و محمدحسام

**💖جان و جهانِ من شمایید💖**

گل دخترم یازده ماهه شده!!

1392/9/11 0:15
506 بازدید
اشتراک گذاری

محیا 

پارسال همین وقتا بود ک می ایستادم توی ایوونِ کوچیکِ خونمون و غرق لذت میشدم از تماشای بارون.

دستمو روی شکمم میذاشتم و می گفتم:"محیایِ من،کی میای تا با هم بارونو ببینیم؟کی میای تا قشنگیای دنیارو نشونت بدم؟".....و حالا تو کنارمی.بغلم آروم میگیری و ب صدای بارون گوش میدی.شکلک دخترانه 5008

یازده ماهه ک میتونم ب چشمای قشنگت نگاه کنم و آروم توی گوشِت بگم:"دوستت دارم"

یازده ماهه ک صدای خنده ها و گریه هات،آهنگِ خوش صدایِ زندگیم شده.شکلک قلب 3261

خنده های محیا

توی این یک ماه میتونی اصوات "ز،ث و ش" رو ب خوبی ادا کنی.

بیشتر از قبل سعی داری اصواتو تقلید کنی.

بیست و هفت آبان دندون پنجم و اول آذر دندون ششمت جوونه زدniniweblog.com

بخاطر دندون و سرماخوردگی،خیلی خیلی کم اشتها شدی.

رکورد تنها ایستادنت ب 20 ثانیه رسیده.

غرغر ک میکنی،انگشت اشاره ی دست راستتو نشون میدی!!اینکه منظورت تهدیده یا اشاره،الله اعلم!!

یه هفته ب صورت افتخاری گفتی "ماما" تا ثابت کنی "میتونی،اما نمیخوای!!!"و باز برگشتی ب بابا!!بهت میگیم بگو "ماما" با نامردیِ تمام میگی"بابا"niniweblog.com

بهت میگیم بگو"باشه" سرتو با جدیت پایین میاری و میگی"بااااا"شکلک های بامزه 679

ناراحت ک میشی بغض میکنی و سعی میکنی بغضتو بخوری!!!الهی دورت بگردم اینکارت دل سنگو هم آب میکنه چ برسه ب دل مامان و بابا!!

مثه مامانت عاشق استامبولی هستی!

ماجراجو شدی و پشت مبلها قایم شدن سرگرمی جدیدته.

 

 

 

محیا پشت مبل

 

 

 

محیا پشت مبل

محیا پشت مبل

وقتی میخواستیم بهت دارو بدیم روی چهار دست و پا،با سرعت زیاد میرفتی توی اتاق و درو میبستی!!niniweblog.com

وقتی بخوای کسیو صدا بزنی میگی:"...دّ...."

و .......دوروزه ک لب ب غذا نمیزنی،امیدوار بودم حالت بهتر بشه و اشتهات خوب شه،اما بدتر شده،لاغر شدی عسلِ مامان.niniweblog.com

پ.ن:بچه ها کسی از بهارجون مامان برسام خبری نداره؟خیلی وقته نیست.وبلاگشم آپ نکرده و حتی نظراتشم تایید نمیکنه.هم دلتنگشم و هم نگران!!

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
نظرات (30)
مامان آوا
10 آذر 92 23:45
دوتا به به وصد سلام به به ورود محیا جونم به 12ماهگی ش مبارکا باشه انشالله 120000000000000000000000ماه زندگی پر خیر وبرکت وبه به دوم به خانو کم پیدا که بعد از یک هفته بالاخره آفتابی شدی خانوم کجایی؟نیستی ها عزیز دلم امیدوارم در کنار دخملی ناز وعزیز وهمسری گلت همیشه خوب وخوش وخرم وسعادتمند باشی ما هم روزهایی رو میگذرانیم همراه با خوشی ودلتنگی و...... فدای تو عزیزم بشم
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)⚛
پاسخ
سلااااااام همولایتی عزیزم فک کنم نت هم از دیدنم تعجب کردهخدا نکنه روزات با دلتنگی همراه باشه خانم گل
مامان آوا
10 آذر 92 23:46
بالاخره پول به حساب اومد بعد از کلی پیگیری اگه نمیرفتم دنبالش حالا حالا ها چشمم به پول نمیفتاد
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)⚛
پاسخ
باز خدارو شکر ک پیگیریت نتیجه داد،عجب دردسریه هاااا
مامان لي لي
11 آذر 92 0:42
سلام گلم .... دلم برات تنگ شده بود چه خوب شد اومدي..... من خداروشكر خوبم يكمي در اثر فشار عصبي سه شنبه به طرز ناباورانه از حال رفتم و.......
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)⚛
پاسخ
سلام عزیزدلم منم خیلی دلم براتون تنگیده بود......واااای خدا،المیرا داری با خودت چیکار میکنی دختر؟ب خاطر آوا کمی بیشتر ب فکر خودت باش
مامان لي لي
11 آذر 92 0:44
يازده ماهگيت مبارك خاله جوني..... ماماني بايد كم كم به فكر كاراي تولد دخملي باشه ها..... اي جان انقد دوست دارم بچه ها تقص باشن... عاشق اينم كه بين مبل ها قائم ميشن..... ببوس عروسك و انشالله ديگه مريض نشه
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)⚛
پاسخ
مرسی عزیزدلم،آره احتمالا سه نفره برگزارش کنیم!! لی لی منظورت تخص؟یا شایدم تخسمرسی از لطفت عزیزم
مامان محیا
11 آذر 92 1:58
الهی من قربون اون خنده هات برم که از ته دل میخندی
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)⚛
پاسخ
خدا نکنه خاله ی مهربونم...
مامان محیا
11 آذر 92 1:59
توی اون خونه راه دیگه ای نیست که شما از بین مبل رد میشی؟
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)⚛
پاسخ
اونموقع فرق من و بقیه چیه؟باید ثابت کنم من محیـــــــــــــام
مامان محیا
11 آذر 92 2:03
از بابت غذا خوردنش نگران نباش خوب میشه.باور میکنی محیا وقتی اندازه ی محیای تو بود راه میبردمش بهش غذا میدادم راه بردن توی کوچه وحیاط و حواسشو پرت کدن وخلاصه چپوندن غذا توی دهنشاین بود سریال غذا دادن هرروز ما.ولی شکر خدا الان جلوش میزارم وخودش میخوره
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)⚛
پاسخ
ای خواهر.....خوش بحالت ک محیات از آب و گل در اومده...خدا حفظش کنه انشالله
مامان محیا
11 آذر 92 2:06
منم آپم البته با پست رمز دار پست نگران کننده ای هستشخیره انشالله فرزانه جوننظراتو تایید کنم،وبلاگتم
مامان نرگس
11 آذر 92 11:27
محیا جونی 11 ماهگیت مبارک فاطمه جون یعنی منم سال دیگه میتونم احساس حالای تو رو داشته باشم
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)⚛
پاسخ
مرسی خاله جون،آره عزیزم...انشالله ب سلامتی فارغ میشی و سال دیگه اینروزای منو تجربه میکنی....نرگس اینقده دوس دارم دخملتو زودتر ببینم
الهام مامان محیا
11 آذر 92 11:54
ای جونم دلم با خنده هات باز شد خدا رو شکر که بازم می خندی عزیزم خیلی خوب نوشتی فاطی جون نه منم هرچه قدر پیام میذارم واسه بهار جواب نمیده ... منم نگرانشم بد جور
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)⚛
پاسخ
مرسی عزیزم بدجوری همه رو نگران کرده،خداکنه بی خبری خوش خبری باشه

مطالب پیشنهادی از سراسر وب