محیامحیا، تا این لحظه 6 سال و 8 ماه و 21 روز سن دارد
محمد حساممحمد حسام، تا این لحظه 11 ماه و 23 روز سن دارد

میم مثه محیا و محمدحسام

**💖جان و جهانِ من شمایید💖**

گل دخترم یازده ماهه شده!!

1392/9/11 0:15
603 بازدید
اشتراک گذاری

محیا 

پارسال همین وقتا بود ک می ایستادم توی ایوونِ کوچیکِ خونمون و غرق لذت میشدم از تماشای بارون.

دستمو روی شکمم میذاشتم و می گفتم:"محیایِ من،کی میای تا با هم بارونو ببینیم؟کی میای تا قشنگیای دنیارو نشونت بدم؟".....و حالا تو کنارمی.بغلم آروم میگیری و ب صدای بارون گوش میدی.شکلک دخترانه 5008

یازده ماهه ک میتونم ب چشمای قشنگت نگاه کنم و آروم توی گوشِت بگم:"دوستت دارم"

یازده ماهه ک صدای خنده ها و گریه هات،آهنگِ خوش صدایِ زندگیم شده.شکلک قلب 3261

خنده های محیا

توی این یک ماه میتونی اصوات "ز،ث و ش" رو ب خوبی ادا کنی.

بیشتر از قبل سعی داری اصواتو تقلید کنی.

بیست و هفت آبان دندون پنجم و اول آذر دندون ششمت جوونه زدniniweblog.com

بخاطر دندون و سرماخوردگی،خیلی خیلی کم اشتها شدی.

رکورد تنها ایستادنت ب 20 ثانیه رسیده.

غرغر ک میکنی،انگشت اشاره ی دست راستتو نشون میدی!!اینکه منظورت تهدیده یا اشاره،الله اعلم!!

یه هفته ب صورت افتخاری گفتی "ماما" تا ثابت کنی "میتونی،اما نمیخوای!!!"و باز برگشتی ب بابا!!بهت میگیم بگو "ماما" با نامردیِ تمام میگی"بابا"niniweblog.com

بهت میگیم بگو"باشه" سرتو با جدیت پایین میاری و میگی"بااااا"شکلک های بامزه 679

ناراحت ک میشی بغض میکنی و سعی میکنی بغضتو بخوری!!!الهی دورت بگردم اینکارت دل سنگو هم آب میکنه چ برسه ب دل مامان و بابا!!

مثه مامانت عاشق استامبولی هستی!

ماجراجو شدی و پشت مبلها قایم شدن سرگرمی جدیدته.

 

 

 

محیا پشت مبل

 

 

 

محیا پشت مبل

محیا پشت مبل

وقتی میخواستیم بهت دارو بدیم روی چهار دست و پا،با سرعت زیاد میرفتی توی اتاق و درو میبستی!!niniweblog.com

وقتی بخوای کسیو صدا بزنی میگی:"...دّ...."

و .......دوروزه ک لب ب غذا نمیزنی،امیدوار بودم حالت بهتر بشه و اشتهات خوب شه،اما بدتر شده،لاغر شدی عسلِ مامان.niniweblog.com

پ.ن:بچه ها کسی از بهارجون مامان برسام خبری نداره؟خیلی وقته نیست.وبلاگشم آپ نکرده و حتی نظراتشم تایید نمیکنه.هم دلتنگشم و هم نگران!!

 

پسندها (2)

نظرات (34)

مامان آوا
10 آذر 92 23:45
دوتا به به وصد سلام به به ورود محیا جونم به 12ماهگی ش مبارکا باشه انشالله 120000000000000000000000ماه زندگی پر خیر وبرکت وبه به دوم به خانو کم پیدا که بعد از یک هفته بالاخره آفتابی شدی خانوم کجایی؟نیستی ها عزیز دلم امیدوارم در کنار دخملی ناز وعزیز وهمسری گلت همیشه خوب وخوش وخرم وسعادتمند باشی ما هم روزهایی رو میگذرانیم همراه با خوشی ودلتنگی و...... فدای تو عزیزم بشم
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
پاسخ
سلااااااام همولایتی عزیزم فک کنم نت هم از دیدنم تعجب کردهخدا نکنه روزات با دلتنگی همراه باشه خانم گل
مامان آوا
10 آذر 92 23:46
بالاخره پول به حساب اومد بعد از کلی پیگیری اگه نمیرفتم دنبالش حالا حالا ها چشمم به پول نمیفتاد
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
پاسخ
باز خدارو شکر ک پیگیریت نتیجه داد،عجب دردسریه هاااا
مامان لي لي
11 آذر 92 0:42
سلام گلم .... دلم برات تنگ شده بود چه خوب شد اومدي..... من خداروشكر خوبم يكمي در اثر فشار عصبي سه شنبه به طرز ناباورانه از حال رفتم و.......
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
پاسخ
سلام عزیزدلم منم خیلی دلم براتون تنگیده بود......واااای خدا،المیرا داری با خودت چیکار میکنی دختر؟ب خاطر آوا کمی بیشتر ب فکر خودت باش
مامان لي لي
11 آذر 92 0:44
يازده ماهگيت مبارك خاله جوني..... ماماني بايد كم كم به فكر كاراي تولد دخملي باشه ها..... اي جان انقد دوست دارم بچه ها تقص باشن... عاشق اينم كه بين مبل ها قائم ميشن..... ببوس عروسك و انشالله ديگه مريض نشه
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
پاسخ
مرسی عزیزدلم،آره احتمالا سه نفره برگزارش کنیم!! لی لی منظورت تخص؟یا شایدم تخسمرسی از لطفت عزیزم
مامان محیا
11 آذر 92 1:58
الهی من قربون اون خنده هات برم که از ته دل میخندی
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
پاسخ
خدا نکنه خاله ی مهربونم...
مامان محیا
11 آذر 92 1:59
توی اون خونه راه دیگه ای نیست که شما از بین مبل رد میشی؟
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
پاسخ
اونموقع فرق من و بقیه چیه؟باید ثابت کنم من محیـــــــــــــام
مامان محیا
11 آذر 92 2:03
از بابت غذا خوردنش نگران نباش خوب میشه.باور میکنی محیا وقتی اندازه ی محیای تو بود راه میبردمش بهش غذا میدادم راه بردن توی کوچه وحیاط و حواسشو پرت کدن وخلاصه چپوندن غذا توی دهنشاین بود سریال غذا دادن هرروز ما.ولی شکر خدا الان جلوش میزارم وخودش میخوره
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
پاسخ
ای خواهر.....خوش بحالت ک محیات از آب و گل در اومده...خدا حفظش کنه انشالله
مامان محیا
11 آذر 92 2:06
منم آپم البته با پست رمز دار پست نگران کننده ای هستشخیره انشالله فرزانه جوننظراتو تایید کنم،وبلاگتم
مامان نرگس
11 آذر 92 11:27
محیا جونی 11 ماهگیت مبارک فاطمه جون یعنی منم سال دیگه میتونم احساس حالای تو رو داشته باشم
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
پاسخ
مرسی خاله جون،آره عزیزم...انشالله ب سلامتی فارغ میشی و سال دیگه اینروزای منو تجربه میکنی....نرگس اینقده دوس دارم دخملتو زودتر ببینم
الهام مامان محیا
11 آذر 92 11:54
ای جونم دلم با خنده هات باز شد خدا رو شکر که بازم می خندی عزیزم خیلی خوب نوشتی فاطی جون نه منم هرچه قدر پیام میذارم واسه بهار جواب نمیده ... منم نگرانشم بد جور
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
پاسخ
مرسی عزیزم بدجوری همه رو نگران کرده،خداکنه بی خبری خوش خبری باشه
مینا مامان روشا
11 آذر 92 14:59
مبارکه عزیز دلم هم مرواریدای جدیدت و هم 11 ماهگیت مامانی حتما دیگه در تدارک جشن تولده
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
پاسخ
مرسی خاله جون،آره ولی قراره سه نفره باشه
منصوره مامان زهره
11 آذر 92 16:57
یازده ماهگیت مبارک عزیــــــــــــــــــــــــزم چقدر قشنگ می خندی خدا برای مامان و بابا نگهت داره خوشحالم که حالت خوب شده خاله ایی
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
پاسخ
مرررررسی خاله جون
مامان لي لي
12 آذر 92 3:27
صحبت ازفاصله نیست!صحبت ازمهرووفاست شايداين فاصله ها،محک عاطفه هاست!
مامان فاطمه
12 آذر 92 16:24
11 ماهگیت مبارک عزیز دل خاله ایشالله به زودی تولد 1 سالگیت.محیاجونم عشقی به خدا
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
پاسخ
مرسی خاله جون،شما لطف داری
مامان لي لي
12 آذر 92 16:31
خصوصي💛💛💛💛
مامان لي لي
12 آذر 92 17:11
خواهري درست كنم بفرستم برات،؟؟؟؟؟؟
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
پاسخ
میشه؟اگه بشه چی میشه؟!!!
مامان لي لي
12 آذر 92 17:14
امتحان گواهینامه داشتم سرهنگ پرسيد:دورزدن كجاممنوعه؟گفتم توعالم رفاقت...لبخند زدوگفت:پياده شو قبولي...؛چون عاليه همديگرو دور نزنيم !
مامان مریم
13 آذر 92 10:36
آخی محیای ما هم یکساله شد...دارم پیر میشیما ...خداروشکر که تنش سالمه و همچین پدرومادر عاشقی داره... کسالتشم که رفع شده نگران اشتهاش نباش تو دوران نقاهت جبران میکنه...
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
پاسخ
آره کم کم داره یه سالش میشه!!مرسی عزیزدلم واقعا شکر
مامان محیا
13 آذر 92 13:27
سلام عزیزم .خوبیشکر خدا رفتم دکتر گفت فتق نیست احتیاجی هم به عمل دارهخیلی خوشحالم .پست گذاشتم بدو بیا با همون رمز قبلی
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
پاسخ
هوووووووررررااااااااااا خدارو هزار بار شکر،خیلی خوشحال شدم
مرضیه مامان محیا
14 آذر 92 15:52
سلام فاطمه جان وای چقدر خبر خوش بعذ از اون مریضی. 11 ماهیگیت مبارک محیاجون مرواریدهای جدیدت هم مبارک باشه خاله ایشاا... قدر دندو.ناتو بدونی عزیزم و خب ازشون مراقبت کنی راستی شیر پاستوریزه به دخترمون میدی فاطمه جان؟ صبحها که نیستی واسه صبحونه به محیا چی میدی ؟ آخه من فقط به محیا حریره بادوم میدم میترسم زده بشه.
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
پاسخ
سلام گلم متاسفانه محیام اصلا هیچ شیری بجز شیر خودمو نمیخوره،ن توی شیشه ن لیوان!!اغلب اوقات سوپ،گاهی فرنی با آرد برنج و گاهی هم نشاسته. الانم ک کم کم داره عضو سفره میشه و از غذای سفره بهش میدم
مامان مهیار
14 آذر 92 18:47
ماشا الله خدا نگهدارش باشه همه عکساشو نگاه کردم خیلی نازه شما هم به وب ما سر بزنید
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
پاسخ
مرسی عزیزم باکمال میل
مامان محیا
14 آذر 92 23:05
سلام فاطمه جون پست جدید گذاشتم نتونستم خداحافظی کنم بدجوری بهتون عادت کردم
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
پاسخ
هوووووررررررررااااااااااااااا بـــــــــــــــــــــی نهایتــــــــــــــــ خوشحالم
مامان محیا
14 آذر 92 23:19
ندیده منو عاشق خودت کردی به خدا
مامان لي لي
15 آذر 92 7:25
دوستی های دیرینه معنای زندگی هستند،هرجاهستی باش; به یادت حس خوبی دارم!
مامان کیان
16 آذر 92 0:41
11 ماهگیت مبارک محیا جونم.چقده خوشملی شما ،حسابی هم که شیطتنت می کنی ایشالا همیشه لب خندون و تنت سالم باشه.افتخار میدین شما رو لینک کنیم؟؟؟
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
پاسخ
مرسی عزیزم با کمال میل
مامان آوا
16 آذر 92 10:02
سلام عزیزم هم ولایتی زیبای من ودختر گلش کجاین ودر چه حالن؟
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
پاسخ
سلااااااااااام ب مژده ی عزیزم،خوب بودم اما الان فکر آوا داغونم کرده،حتما خبرشو شنیدی....دعاکن واسش
مامان الینا
16 آذر 92 16:15
انشاالله پست صد سالگیش رو بذاری مامانی عزیزم برای بی اشتهاییش از شربت زینک ایرنی استفاده کن معجره میکنه ! البته با مشورت پزشک
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
پاسخ
مرسی عزیزدلم امروز بردمش دکتر گفت هنوز یه مقدار از عفونت سرماخوردگیش مونده...دارو داد.برا اشتهاش هم شربت تراستوریکس داد(سیپروهپتادین)
مامان الینا
16 آذر 92 19:25
سلام عزیزم.من و شما دوست مشترک مامان لی لی هستیم .حتما خبر داری آوا جونم چی شده.تنها چیزی که آرومم کرد این بود که یه ختم 14 هزار صلوات واسش نذر کنیم.هر چند تایی که می تونی بخونی رو بیا تو وبم و بهم بگو.ممنون
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
پاسخ
الهه دارم دیوونه میشم....یعنی الان آوا چ حالی داره؟خدایاااااا ب معصومیتش رحم کن،ب دل المیرا رحم کن...یا فاطمه ی زهرا
مامان حلما
17 آذر 92 16:52
سلام عزیزم منم تو وبلاگ مادر منتظر این موضوع رو فهمیدم خیلی ناراحت شدم ایشاالله که خوب میشه و بر میگرده به بازی و شیطونیش. مرسی از این همه لطفی که به ما داری معذرت میخوام نتونستم زودتر بیام راستی آدرس یه سایت توپ رو بهت میدم عروسک حلما رو از اون جا یاد گرفتم میتونی خیلی چیزای قشنگ واسه دخترت حتی واسه خونت درست کنی : *****
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
پاسخ
سلام ب روی ماهت مرسی گلم عااااااااااالی
عمو جواد
7 اسفند 92 0:54
ماشالله به محیا جون عمو، خدا حفظش کنه، وبلاگ قشنگی دارید، به خانواده ما هم سر بزنید, خوشحال میشیم: سید یوسف هاشمی:http://s-y-h.niniweblog.com/ سید علی هاشمی (فوت شده):http://s-ali-h.niniweblog.com/ لیلا سادات هاشمی:http://leyla-hashemi.niniweblog.com/
مادر امیدوارمادر امیدوار
25 شهریور 98 6:29
یازده ماهگیت مبارک باشه گلم
مامان الی
25 شهریور 98 6:30
همیشہ دعا ڪنید چشمانے داشتہ باشید ڪہ بهترینها را در آدمها ببیند قلبے ڪہ خطاڪارترینها راببخشد ذهنے ڪہ بدیها را فراموش ڪند و روحے ڪہ هیچگاہ ایمانش بہ خدا را ازدست ندهد🌺 
مادر امیدوارمادر امیدوار
25 شهریور 98 6:33
جوووون دلم😚😚😚
مادر امیدوارمادر امیدوار
25 شهریور 98 6:34
ماهگردت مبارک باشه عزیزم