محیامحیا، تا این لحظه: 7 سال و 23 روز سن داره
محمد حساممحمد حسام، تا این لحظه: 1 سال و 3 ماه و 25 روز سن داره

میم مثه محیا و محمدحسام

**💖جان و جهانِ من شمایید💖**

سیزده ماهگی محمدحسام.😚

1398/8/16 10:31
221 بازدید
اشتراک گذاری

گل پسر مامان سیزده ماهه شدی.😘❤

خیییلی شیرین و بامزه شدی.❤

عشقت کماکان محیاس!😁اگه ببینی ناراحته یا گریه میکنه،مثه یه پیشی ملوس سرتو میذاری بغلش و ب زبون خودت باهاش حرف میزنی و سعی میکنی حالشو خوب کنی.😘الهی مادر ب فدایِ هر دوتون.😚❤

هفدهم مهرماه یعنی وقتی یکسال و ده روز سن داشتی،برای اولین بار سعی کردی بدوی😁😚

خدارو شکر الان میتونی بدوی❤

سوم آبان یعنی وقتی یکسال و بیست و پنج روز سن داشتی برای اولین بار بتنهایی و فقط همراه بابا و عمو مرتضی رفتید خونه مادربزرگت.تقریبا دو-سه ساعت ازمون دور بودی بودی و وقتی رسیدی خونه دستاتو دور گردن محیا حلقه کردی و محیارو در آغوشت گرفتی!!😁😘😘😘

مفهوم اوووف رو متوجه میشی.وقتی غذایی گرم باشه میگی اوف و مثلا فوت میکنی!😘

خاله زهرا به نیت بی بی جون زرشک پلو نذری داشت. در نقش سرآشپز برنجو تست میکردی.😁

یه گریه ی جدید پیدا کردی ک فقط واسه لوس بازیه!الکی ژست گریه میگیری و بدون اشک و صدا ادای گریه درمیاری!!نمیدونی چقددددد بامزه میشی اون لحظه!😂❤

دَدَری شدی وحشتناااااک.صبح همینکه بیدار میشی دمپایی بوقیاتو میاری و با زبون خودت ازم میخای پات کنم و میری پشت در حیاط میشینی ب امید اینکه یکی درو باز کنه و بری بیرون!😁😁

وسطای ماه بردمت آرایشگاه حورا موهاتو کوتاه کردی.خانم آرایشگر اینقدر دوستت داره ک میگفت واسش پرستار نگیر بیارش پیش خودم هیچ پولی هم ازت نمیگیرم!😁

 

وقتی میخای خرابکاری کنی میگی نعععع!!!بعد انجامش میدی!!!یعنی خودتم میدونی الان نهی میشی ولی دست برنمیداری!😁

غذاخوردنتم همچنان بدون شرحه!!!بریز و بپاش اساسی!!منم همیشه شامپو فرش بدست درحال پاک کردن آثار جرمتم!

اینجا تازه بیدار شده بودی و در یه لحظه غفلت رفتی سراغ سینی صبحانه و مربا و پنیرو ریختی روی فرش!!!

بدجوری عشق پول و کیف پولی!!همینکه کیف پولمو ببینی با اصرار و لج و گریه میخای زیپشو بازکنم و کارت بانکی و اسکناسو برمیداری!!😆

الهی دورت بگردم حسامم،پسر شیرینم،تو و محیا زیباترین و بهترین نعمتهای خدا هستید.دوستتون دارم و هر روز بیشتر از روز قبل عاشقتونم عزیزای دلم😚😚😚😚

پسندها (19)

نظرات (15)

زهرا بانوزهرا بانو
16 آبان 98 10:59
خدا حفظشون کنه براتون خاله
:>بــهــاره دخــتــریـــ از جــنــســ تــابـــســتــانــــ :>:>بــهــاره دخــتــریـــ از جــنــســ تــابـــســتــانــــ :>
16 آبان 98 11:12
الهییی ۱۳ ماهگیت مبارک آقا پسر💋💋💐💐💐
مـــبــےـنـــا✿●‿●✿مـــبــےـنـــا✿●‿●✿
16 آبان 98 11:16
ای جانم خداحفظش کنه این جوجو رو😘😘😘
بیتابیتا
16 آبان 98 12:53
سیزده ماهکیت مبارک باشه عزیزم😘 چه ناز شده با مقنعه😁😚
مامانیمامانی
16 آبان 98 13:08
ماشالله خدا حفظش کنه الهی💋❤  
فاطمهفاطمه
16 آبان 98 16:44
عزیزم چه پسر دلبریه. چه مقنعه به این آقا پسر مهربون میاد. خدا مادرتونو بیامرزه.ان شاءالله جاشون خوب و مورد قرین رحمت حق باشه. خدا خانواده خوب و مهربونتون رو سلامت و شاد حفظ کنه.
🌼 نوشین 🌼🌼 نوشین 🌼
16 آبان 98 16:46
خدا حفظش کنه🌸
دخــــــتــرخــــالــــہدخــــــتــرخــــالــــہ
16 آبان 98 23:56
قربونش بشم این گل پسر رو💜❤❤💜❤❤😍
مامان صدیقمامان صدیق
17 آبان 98 0:31
الهی خاله ب فدای شیرین کاری هات 😘 د اخه حسام ب این مو قشنگی و زلف دلبری چطور دلت میاد ببری ارایشگاه
❤️Maman juni❤️Maman juni
17 آبان 98 2:51
اووووف خداااااااا چقد ناز این حسام شیرینممممم❤️🥰🌺🌹 دلم می‌خواد گازش بگیرممم ❤️ داریم پسر شیرین و بامزه مثل حسامی اخه ☺️ ماهگردت مبارک عزیزه دلم 
مامان آیسلمامان آیسل
17 آبان 98 23:12
ماشالله به گل پسر دوست داشتنی❤️
مادر امیدوارمادر امیدوار
17 آبان 98 23:29
آخه تو چقددددرررر شیرینی حسام جیگر😚😚😚😚😚 خدا حفظت کنه
مادر امیدوارمادر امیدوار
17 آبان 98 23:30
سر سینی صبحانه چشماش پر از برق شیطنت و خرابکاریه😁😁
مامانیمامانی
18 آبان 98 6:26
😚😚😚

18 آبان 98 15:06
اااوخی🍁دلبرک🌹دلبرک🌸