محیامحیا، تا این لحظه: 6 سال و 10 ماه و 17 روز سن داره
محمد حساممحمد حسام، تا این لحظه: 1 سال و 1 ماه و 19 روز سن داره

میم مثه محیا و محمدحسام

**💖جان و جهانِ من شمایید💖**

یک روز پرحادثه!!

1392/5/5 15:34
601 بازدید
اشتراک گذاری

 

محیا و جارو برقی

 

دو شب پیش رفته بودیم مهمونی و ساعت یک برگشتیم خونه.اونقدر خسته بودی ک هنوز لباس عوض نکرده،شیرتو خوردی و خوابیدی.نیم ساعت از خوابت گذشته بود ک از خواب پریدی و شروع کردی ب جیغ زدن!!چشاتو بسته بودی و با جیغ گریه میکردی!crybaby emoticon

بابایی از توی حیاط سراسیمه اومد ببینه چی شده؟!صداشو ک شنیدی یه لحظه آروم شدی و باز زدی زیر گریه!نمیدونستم چیکار باید بکنم،ب کی زنگ بزنم؟از کی کمک بخوام.cute sad smiley emoticon

شکلک های محدثه

 

بابا میگفت خواب بد دیدی!فقط از خدا و فاطمه ی زهرا(س) کمک میخواستم.تو فقط گریه میکردی.اونقدر ک ترسیدم از حال بری.big tears emoticon

الهی مامان فدات،درد و بلات بجونم،آخه فرشته ی کوچولوی من چ خواب بدی میتونه ببینه؟

تقریبا یه ربع طول کشید.فقط خدا میدونه این یه ربع چطور ب من و بابات گذشت.

بابا صلوات میفرستاد و چهار قل میخوند.شعر و خنده و آواز فایده ای نداشت.

بابا لپ تاپو روشن کرد و آهنگ موردعلاقتو گذاشت.کمی آروم گرفتی.بوسیدیمت و با ناز و نوازش و مهمتر از همه،آهنگت(یه دختر دارم شاه نداره) آروم گرفتی.

حادثه دوم:

ظهر توی آشپزخونه بودم و تو هم مثه همیشه پرجنب و جوش با روروئکت اینور و اونور میرفتی و سر و صدا میکردی و مطابق هر روز با بابایی سر لپ تاپ میجنگیدی!پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

با سرعت نور بر ثانیه بین من و بابایی در رفت و آمد بودی ک یهو......

از یه طرف صندلی روروئک ولو شدی روی زمین!!خدارو شکر سریع رسیدیم و چیزیت نشد.تو هم چون دیدی ما میخندیم زیاد گریه نکردی و زودی خندیدی!crying with laughter emoticon

حادثه سوم:

شب اضافه کاری داشتی و با عجله یه سر به لپ تاپ میزدی و یه سر به من و بابایی ک داشتیم چای و تخمه میخوردیو و یه سر هم به تلویزیون!

اونقدر هم سرعتت بالا بود و با جدیت این چرخه رو طی میکردی ک حسابی مارو ب خنده انداخته بودی!توی همین آمد و شد بودی ک چشت خورد ب میز اتو و تا اومدیم بجنبیم تو رسیدی بودی بهش و واژگونش کردی روی خودت!!بازم خدارو هزار بار شکر ک چیزیت نشد و باوجود اینکه خیلی ترسیده بودیم اما با شوخی و خنده نذاشتیم تو بترسی و گریه کنی!پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

 خدارو شکر اون روز پرحادثه هم بخیر گذشت.پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

دخترکم،فرشته ی کوچولوی من،هرچقدر مراقبت باشیم بازم "حادثه در کمین است"

تورو ب خدای بزرگ میسپارم ک بیشتر از ما دوستت داره و مراقبته.خدایی ک تورو ب امانت دست ما سپرده و خودش پشت و پناهته.برای تموم عمرت بیمه ی دعای خیر پدر و مادری.

انشالله عمرت پربرکت،تنت سالم،دلت شاد و لبت خندون باشه همیشه.

اونقدر دوستت داریم ک وازه ی مناسب برای بیان کردنش پیدا نمیکنم.

محیای من،نفس من،زندگی من،حتی به لحظه هم بدون تو نمیتونم باشم.

خیلی خیلی خیلی خیلی دوستت دارم،نفس مامانپریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

پسندها (3)

نظرات (15)

مامان حلما
5 مرداد 92 18:19
الهی شکر خاله سومیش هم به خیر گذشت. مامان محیا کمی اسفند برا دخملی ناناز دود کن.
مامان محیا
5 مرداد 92 23:08
وای شکر خدا به خیر گذشت برا محیاجونی صدقه زیاد بزارید
شیخ صدوق
6 مرداد 92 8:48
اخی چ ناراحت کننده توروخدا مراقبش باشین البته میشه بهش +نگاه کرد و خداروشکر کرد ک محیای مامان مشکل جسمی پا نداره و قدرتش مناسبه سنشه
مامان حنانه زهرا
6 مرداد 92 11:27
واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای خداروشکر که چیزی نشده من که با خوندنشم قلبم میاد تودهنم
مامان محیا
6 مرداد 92 12:50
بالاخره آپ شدم
مامان مریم
6 مرداد 92 12:58
واقعا فقط خدا باید مراقب این فرشته کوچولوهای وروجکش باشه
ღ مونا مامان امیرسام ღ
7 مرداد 92 3:40
سلام دوست خوبم.ممکنه به این ادرس برید و به ((امیرسام خرمی)) امتیاز 5 رو بدید تا 9 مرداد هم وقت دارید.ممنون از وقتی که میذارید گلم. خوشحال میشم اگر بعد از رای دادن خبرم کنی. soha.torgheh.ir/festival/festivalPage.php?festival=7
الهام مامان محیا
7 مرداد 92 12:26
چرا نظر من تایید نشده؟؟؟؟یا خصوصی نوشتم یادم رفته عزیزم فقط باید بری نظر بذاری وبگی عکس نی نی ات رو کار کنه. همین خودش میاد برمیداره
علی
7 مرداد 92 21:03
سلام خیلی بی معرفتی میگی چرا چون من عکس بچه تونو با ذوق وشوقی طراحی کردم توی وبم گذاشتم اما شما عکس تو وبتون نذاشتین وحتی درج لینکم نکردید اینم ادرس اموزش درج لینک ببینم چه کار میکنی http://yagot1000.niniweblog.com/page12.php
بابای زهرا گلی
7 مرداد 92 23:03
سلام پس نظر من کووووووووووووووش؟؟؟ شاید خواب دیدم نظر دادم؟ شایدم تیک خصوصیش فعال بوده؟ ولی فکر کنم یه نظری داده بودماااااا
مامان حنانه زهرا
9 مرداد 92 10:47
آپم گلم
مامان فاطمه کوچولو
13 مرداد 92 23:05
سلام عزیزم. جانم. آخرش هم نفهمیدین چرا اینقدر گریه کرده؟ خدا خودش مواظب این بچه های نازنین باشه شما هم با افتخار لینک شدین عزیزم. خوشحالم کردی
عاطی
24 شهریور 98 23:28
بلا به دور باشه
مادر امیدوارمادر امیدوار
24 شهریور 98 23:29
آخی بلا به دور
مامانیمامانی
26 شهریور 98 22:10
خدارو شکر بخیر گذشت