محیامحیا، تا این لحظه 6 سال و 4 ماه و 25 روز سن دارد
محمد حساممحمد حسام، تا این لحظه 7 ماه و 27 روز سن دارد

میم مثه محیا و محمدحسام

**💖جان و جهانِ من شمایید💖**

دل را بفدای قدمت میریزم،یکبار دگر اگر تو تکرار شوی!😢

1397/9/2 5:10
184 بازدید
اشتراک گذاری

جمعه ی گذشته بالاخره برای اولین بار بعد از مراسم ختم رفتم خونه ی پدریم!

خییییییلی سخت بود دیدن خونه بدون مادرم😢

بدون اینکه بخام گریه کنم اشکام میریختن.....همش منتظر بودم مامانم از توی اتاقش بیاد بیرون😢

منتظر بودم شوخی همیشگیشو باهات راه بندازه؛تو پشت در قایم بشی و اون بپرسه چرا محیا نیومده؟!من بگم نیومد دیگه!!اونم بگه چرا؟؟؟دفعه ی دیگه بدون محیا نیا،من دلم برا محیا تنگ شده محیارو دوست دارم ببینم.و تو بپری بغلش و ببوسیش و اونم دستتو ببوسه.

همیشه دستتو میبوسید آخه تو از بچگی از اینکه کسی ببوسدت خوشت نمیومد.

نمیخاستم برم خونشون...دلم نمیومد خونه رو بدون مامانم ببینم اما باباحاجی دلشکسته بود و دائم میگفت چرا نمیاین؟

آخر سر طاقت نیاوردم...رفتم توی اتاقش و یه دل سیر گریه کردم😭😭

بعدشم مستقیم رفتیم مزار

بخاطر بارندگی همه ی زمین اطراف مزارو آب گرفته بود

بزحمت تونستیم بریم

بهش گفتم چقدر جاش خالی بود.گفتم دیگه اون خونه برام یه کابوسه.گفتم انگار با رفتنش همه ی دنیا کوچیک شده و هیچ جا،جایی ندارم😢😢

خدای من چقدررررر سخته نبودنش و ندیدنش

چطور میشه این دل شکسته رو کمی آروم کرد؟!💔

مامان خوبم آخه چرا تنهام گذاشتی؟!چرا رفتی؟!خدایا چطور دلت اومد یتیمم کنی؟خدایا آخه اونهمه التماس و دعا و ......اخه چرا مامان اینقدر یهویی رفت؟چرا فرصت نکردم برای آخرین بار دست و پاهاشو ببوسم و خداحافظی کنم؟؟؟

خدایا من مامانمو میخام

من بوی تنشو میخام

من دستاشو میخام ک ببوسم

پاهاشو میخام ک ب پاش بیفتم

💔💔💔💔💔💔

😢😢😢😢😢

بهم گفتی ناراحت نباش ک بی بی داداشی رو ندید!

گفتی بی بی میتونه مارو ببینه،آخه توی بهشت یه اتاقایی هست ک دوربین داره و بی بی با اون دوربین مارو میبینه!!

الهی فدات شم دخترنازنینم

دورت بگردم محیای من ک اینقدر خوب و شیرینی

توی برگشت از مزار زمین خوردی و پات خراشیده شد.

الهی دردت بجونم باشه نفسم

محیا بخدا شرمندتم ک نمیتونم اونجور ک لایقشی دورت بگردم

غم از دست دادن مادرم از یه طرف و اومدن داداشی و شب زنده داری و بیخوابی از طرف دیگه حسابی خسته و ضعیفم کرده😔

تمام سعیمو میکنم ک بهت بد نگذره ولی بازم کم میارم

محیای من،همه ی زندگیمی....تنها دلیل زنده بودنمی محیااا

تو مثه اسمت بهم زندگی میدی و شیرین ترین بهونه ی زندگیمی نفس💖💖

پسندها (8)
نظرات (6)
مامان آیسلمامان آیسل
2 آذر 97 12:25
از خدا براتون صبر میخوام....خدا رحمتشون کنه...منم به اتاق خالی بابام همون حس شما رو دارم
مامانمامان
2 آذر 97 21:39
خدا صبر بدهگریه
مامان ارشیا و پانیامامان ارشیا و پانیا
2 آذر 97 22:28
مطمئنا شما بهترین مادر برای محیا جون هستید. کسی که اینقدر مادرش رو دوست داره حتما مادری کردن رو یاد گرفته.گل
عمه فروغعمه فروغ
3 آذر 97 12:24
روحشون شادگل خدا بهتون صبر بده و انشالله خدا سایر عزیزانتون رو حفظ کنه براتون
مامان صدرامامان صدرا
5 آذر 97 15:07
خدا بهت صبر بده خواهر 😢😟😦  
مامان مریممامان مریم
25 آذر 97 23:28
خدا صبر بده  چه غم انگیز ! کلی گریه کردم🖤 خدا کمکت کنه و بهت صبر بده،خیلی سخته. منم تو دلم غم دارم با دیدن غم آدما دلم میریزه. ایشالا همیشه بچه هات سلامت و شاد  و زیر سایه پدر و مادرشون باشن🖤 دلت به خانوادت گرم باشه🖤همیشه کنار هم باشید⚘⚘⚘⚘
1

مطالب پیشنهادی از سراسر وب