محیامحیا، تا این لحظه: 6 سال و 10 ماه و 17 روز سن داره
محمد حساممحمد حسام، تا این لحظه: 1 سال و 1 ماه و 19 روز سن داره

میم مثه محیا و محمدحسام

**💖جان و جهانِ من شمایید💖**

در مسیر مشهد۹۶

1396/9/23 0:11
294 بازدید
اشتراک گذاری

صبح روز سه شنبه ۱۷مرداد با همسفرامون خداحافظی کردیم و ب سمت مشهد ب راه افتادیم.
ناهارو توی چالوس رفتیم اکبر جوجه!
 


هوای شمال شرجی بود و هم اینکه آخرین خاطره ی من از شمال هنوز آزارم میداد و نمیتونستم بمونم و هم بخاطر بخیه ی پیشونیت ک میترسیدیم عرق کنی و اذیت شی،ترجیح دادیم توقف نداشته باشیم.چندبار واسه خوردن بستنی و خوراکی نگه داشتیم.اما دریارو بیخیال شدیم
گرگان هم یه توقف کوتاه داشتیم و استراحت کردیم.

 

 


شب علی آباد کتول خوابیدیم.

 

 

 

 

 

 

 

 


دفعه ی قبل ک من و بابا همراه خاله معصومه اینا زفته بودیم جنگل گلستان،تو هنوز توی شکمم بودی عزیزدلم.اما اینبار کنارمون از مناظر لذت میبردی و سفرمونو شیرینتر کردی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


توی این عکس در حالیکه داشتی بستنی میوه ای نوش جان میکردی،سعی داشتی آدامستو ک ب پات چسبیده بود جدا کنی

 

 

 

 


مشتاقانه منتظر بودیم ب مشهد برسیم...بعد از اتفاقی ک خدارو شکر ختم بخیر شد و خداتورو دوباره ب ما داد،بینهایت دلمون هوایِ زیارت کرده بود.جالب اینجا بود ک وقتی بار سفرو میبستم،تو چادرتو آوردی ک توی چمدونت بذاری...یه لحظه از خودم پرسیدم ممکنه بریم مشهد؟اونقدر احتمالش ضعیف بود ک چادرتو بیرون آوردم...و حالا چقدر خوشحال بودیم ک قراره بریم زیارت حرم امام رضا(ع)

 

 

پسندها (5)

نظرات (2)

مامانمامان
25 شهریور 97 6:35
سلام مارو به امام رضا ع برسونید.التماس دعا
بابا و مامانبابا و مامان
25 شهریور 97 8:18
سلام التماس دعا