محیامحیا، تا این لحظه: 6 سال و 10 ماه و 17 روز سن داره
محمد حساممحمد حسام، تا این لحظه: 1 سال و 1 ماه و 19 روز سن داره

میم مثه محیا و محمدحسام

**💖جان و جهانِ من شمایید💖**

شعبده باز کوچک❤️

1396/4/14 17:54
211 بازدید
اشتراک گذاری

 


اجازه گرفتی با وسایل خیاطیم بازی کنی!ب شرط اینکه بعد از بازی همه رو سر جاش بذاری قبول کردم(هرچند میدونستم درمیری)

 

 

 


بعد از بازی،بهت گفتم وقت خوابه و باید وسایلتو جمع کنی....مثه همیشه اخمات رفت توی هم!!یادآوری کردم ک قرارمون همین بود!!قبول کردی و سعی میکردی روبانهایی ک باز شده رو مثه قبل تا بزنی

 

 

 

 

 

 

 

 


هرچند موفق نشدی ولی باعث شدی کلی بخندیم

 

 

 

 


بعد هم مثه همیشه ب بابا متوسل شدی و گفتی:بابا بیا کمکم کن،همش ک من نباید کار کنم!!
امان از دخترک شیرین زبون و بازیگوشم!!

 

 

 

 


شعبده بازیات عاااالین!!توی کلاهت یه عروسک میذاری،بعد میری توی اتاق و برمیگردی و میبینیم عروسکه عوض شده

 

 

 

 

 

 

 

 


چند وقتیه حسابی گیر دادی ک چرا واسم نی نی نمیاری؟گفتم باید بریم دکتر ک بهم دارو بده تا نی نی بیاد توی شکمم!هفته ی قبل ک رفته بودیم انسولین ب بی رو بزنیم گفتی همین الان بریم دکتر دارو بگیر واسه نی نی!!و بعد غر زدی ک:دیگه خسته شدم از بس از تو و بابا مراقبت کردم،دوست دارم از نی نی مراقبت کنم

 

 

 

 


با بابا رفته بودید پارک.وقتی برگشتی،از دوستایی ک پیدا کرده بودی تعریف میکردی و گفتی اسم یکیشون موسسه بود!!بعد خودت خندیدی و گفتی چ اسم عجیبی،انگار میگیم موسسه کودک خلاق!!(محدثه بوده طفلکی)

 

 

 

 


مدتیه کارتون بین شدی
سفید برفی، السا ، دخترتوت فرنگی ، سوفیا ، زیبای خفته ، باربی ، دورا ، راپونزل و ....
دیروز گفتی مامان بابا دل درازو بذار!!!با تعجب پرسیدم چی؟!!گفتی بابا دل دراااز...همون جودی نبات
فدات شم ک هنوزم بعضی کلماتو بچگونه تلفظ میکنی...فوتبالو میگی سوتبال!ب تکون میگی کتون
محیا عشقمی عزیزدلم....یه آسمون عااااشقتم...همه ی زندگیمی دخترنازنینم

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)