محیامحیا، تا این لحظه 6 سال و 5 ماه و 19 روز سن دارد
محمد حساممحمد حسام، تا این لحظه 8 ماه و 21 روز سن دارد

میم مثه محیا و محمدحسام

**💖جان و جهانِ من شمایید💖**

محیای 45ماهه ی من!!

1395/7/22 11:17
212 بازدید
اشتراک گذاری

 

فرشته ی کوچک خوشبختیِ من حسابی خانم و بزرگ شده و همچنان با شیرین زبونیاش دل همه رو میبره!

 

 

چند روز پیش توی اتاقت دنبال یه وسیله میگشتم،واسه همین اتاقت کمی ب هم ریخته شد.با دیدن بهم ریختگی اتاقت پرسیدی :"چرا اتاقمو کثیف کردی؟" معذرت خواهی کردم و توضیح دادم ک دنبال فلان وسیله میگشتم و الان وسایلتو سرجاشون میذارم.با مهربونی گفتی: "اشکال نداره مامان،هر کاری کنی من بازم دوستت دارم!!" الهی دورت بگردم دختر مهربون و خوش قلبم

 

 

 

"ایوب" اسم یکی از دوستای باباست.اولین بار ک این اسمو شنیدی خیییلی واست جالب و خنده دار بود!!میگفتی: "مثه اَاَی...." بعد پرسیدی:"چون خیلی اَی بود بهش میگن آیوب؟!!!" تاچند روز از یادآوری این اسم خندت میگرفت و فکر میکردی باهات شوخی میکنیم ک همچین اسمی وجود داره!!

 

 

دیروز ک از موسسه برگشتی.نشستی کنارم و گفتی:"مامان من فکر میکنم توی شکمت نی نی داری!!!!" حسابی غافلگیر شدم و پرسیدم کی این حرفو گفته؟ گفتی :"خودم فکر میکنم،آخه خیلی کپلو شدی،مثه خاله محبوبه و خاله صدیقه ک کپل شدن و نی نی داشتن!!" فکر کنم باید یه رژیم سفت و سخت بگیرم!!خنده

 

 

چندوقت پیش مشغول مرتب کردن آشپزخونه بودم و صداتو میشنیدم ک از بابا پرسیدی"ناف برا چیه؟ناف چیکار میکنه؟" بابا هم خیلی منطقی!!! واست توضیح داد ک وقتی هنوز توی شکم مامان بودی از ناف غذا میخوردی!!(و من خودمو آماده کردم ک با این توضیح هزاران سوال دید توی ذهنت شکل ببنده ) اومدی کنارم و گفتی:" مامان میدونی وقتی نی نی بودم نافم دندون داشت؟" من ک این شکلی شده بودم هیپنوتیزم پرسیدم چطور؟گفتی آرره نافم دهن داشت و دندون داشت و من باهاش غذا میخوردم.اینم نتیجه ارائه ی اطلاعاتی بیشتر از سن بچهخنده

 

 

اسم کتاباتو هم خیلی بامزه میگی!ب سیندرلا میگی سیندرالله و ب زیبای خفته میگی زیبای کوفته!!

 

 

موقع خاله بازی همه ی شخصیتهای بازیت اسمشون عاطفه س!!خودت،بچه ت،دوستت،مامانت و معلمت و...اگه هم بخای تنوع بدی یه "نی نی نرگس" هم اضاف میکنی

 

 

با بزرگتر شدنت نصیحت اطرافیان برای آوردی نی نی شروع شده. وقتی مامان بزرگا یا خاله ها و عمه ها بهت میگن ب مامانت بگو واست داداش بیاره میگی:"نه من آجی میخام....ده تا آجی میخام تا آلیسا آلیسامون بزرررگ بشه!!"

 

 

 

خیییییلی بابایی رو دوست داری.دائم بهش میگی "عااااااشقتم" بهش گفتی :"دیگه میخام بهت بگم باباعاشق از بس ک عاااشقتم!!"

این پیراهنو بابا واست خریده بود و واقعا دوسش داری.هروقت بهت میگم برو یه لباس از کشو بیار صد در صد مطمئنم اینو میاری!!خرسی هم ک دستته و اسمشو گذاشتی "فاطمه" سوغاتی عباس پسرخاله حاجیه از قم

 

 

جالب اینجاس ک اصلا نمیدونی گوشتی ک میخوریم از حیوانات زنده تهیه میشه.فکر میکنی اینو یه گوشت آماده مخصوص غذان!!البته من اینو بهت گفتم چون میدونم چقدر حساسی.شاید یک سال پیش بود ک با بابا رفته بودی بازار و بطور اتفاقی دیدی ک توی خیابون یه مرغو سر بریدن!!!واااای ک چقدر گریه و بی تابی کردی.اینقدر گریه کردی و واسه مرغه ناراحت شدی ک بابا مجبور شد بره یه مرغ زنده بخره و بهت بگه این همون مرغه س و الان دیگه خوب شده.فقط همین کار تونست آرومت کنه!!یکی دو روز مرغه رو نگه داشتیم و بعد دور از چشمت کبابش کردیم و بهت گفتیم رفت پیش خونوادش!!

 

 

 

منچ و مارپله بازی کردنت عالمی داره واسه خودش.تاس ک میندازیم 6 مخصوص خودتو و وقتی کس دیگه 6بیاره قبول نمیکنی!!حرکت دادن مهره هاتم هرجوریه ک خودت بخای!!مثلا 2میاری و 7تا حرکت میکنی

 

 

 

 

این عکسارو توی خانه ی بازی باب اسفنی گرفتیم.وقتی واسه اولین بار رفتی اونجا.حسااابی بهت خوش گذشت و بعد از یک ساعت ک اومدم دنبالت خانم مسئول اونجا ک خیلی ازت خوشش اومده بود واسم تعریف کرد ک ازش پرسیدی:"اینجا خونه ی بابا اسفنجیه؟" و وقتی جواب مثبت داده بود پرسیدی:"شما چیه باب اسفنجی میشی؟" اونم گفته بود من خانمشم!!خندونک

 

 

 

 

 

خدا رو شکر موهات اون اندازه ای ک دوست داری بلند شدن و دیگه اصلا و ابدا سراغی از اون کلاه گیس کذایی نمیگیری!!البته این عکسا مربوط ب یکی دو ماه قبله و الان بازم بلندتر شده(خدارو هزاران هزار بار شکر)

 

 

 

محیا تا این لحظه ، 3 سال و 9 ماه و 12 روز سن دارد :.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
نظرات (0)

مطالب پیشنهادی از سراسر وب