محیامحیا، تا این لحظه 6 سال و 8 ماه و 22 روز سن دارد
محمد حساممحمد حسام، تا این لحظه 11 ماه و 24 روز سن دارد

میم مثه محیا و محمدحسام

**💖جان و جهانِ من شمایید💖**

سی و پنج ماهگی محیا طلا

1394/9/20 16:47
792 بازدید
اشتراک گذاری

 

ب لطف الهی ، دخترکِ شیرین زبونم سی و پنجمین ماه زندگیشو ب سلامت پشت سر گذاشت.انشالله عمرت طولانی و با عزت باشه نفسم.

 

 

ب جرات میتونم بگم یکی از بهترین و دوست داشتنی ترین روزهای با تو بودنو توی این ماه تجربه کردممحبت

 

 

 

خیـــــــــــــــلی ماه و دوست داشتنی تر از همیشه بودیبوس

 

 

 

 

 

شیرین زبونیات ک بی نهایت شده!خیلی راحت سفسطه میکنی!!!وقتی میخای باهات بازی کنم و من نمیتونم، با یه بغض ساختگی لباتو میدی جلو و میگی: "اگه راس میگی منو دوس داری....دوستا همیشه بازی میکنن....بیا با هم بازی کنیم" و اینچنین منو ناک اوت میکنیخنده

 

 

 

هر وقت بابا ازت میپرسه دوسم داری؟حتی اگه من کنارتون نباشم هم منو فراموش نمیکنی و میگی:آره...یکی مامانیو دوس دارم یکی بابایی"محبت

 

 

چند روز پیش از دست بابا ناراحت شده بودی.با جدیت اومدی گفتی: "مامان بریم بابایی رو پس بدیم!!!" پرسیدم: "ب کی پسش بدیم؟" جواب دادی: "ب عمو پسش بدیم،بگیم ما این بابارو نمیخایم!!"خنده

 

 

بزنم ب تخته، گوش شیطون کر،حافظه ی خیلی خوبی داری.اونقدر ک گاهی من و بابا انگشت ب دهن میمونیم!!بابا ک دائم واست چهارقل میخونه و صلوات میفرسته.

 

 

عاشق موی بلندی.تقریبا هر روز ازم میپرسی: "کِی موهام خیلی بلند میشه؟" اینم یه ابتکار واسه اینکه توی بازی موی خیلی بلند داشته باشیخندونک

 

 

 

بهترین هوای خوزستان مربوط ب اواسط و اواخر پاییز و اواخر زمستونه!!توی این ایام هوا بشدت مطلوب و بهاری و بابِ بیرون رفتنه.ما هم هر جمعه بساط ناهارو برمیداشتیم و میزدیم ب کوه و صحرا.گاهی خاله لیلا اینا و گاهیم عمه امل و عمه خدیجه اینا همراهمون بودن.

 

 

 

 

 

بهترین تفریح واست ماسه بادی بود

 

 

 

تا دلت میخواست خاک بازی میکردی بدون اینکه نگران کثیف شدن لباسات باشی

 

 

 

 

 

با بابا کوهنوردی میکردید

 

 

 

 

آب بازی اواسط پاییز توی هوای خوزستان حسابی میچسبهچشمک

 

 

اولین تجربه ی بارون پاییزی 94

 

 

اولین تجربه بخاری 94

 

 

اولین تجربه کاپشن94

 

 

اولین رنگین کمونی ک محیا دید

 

 

محیا در نمایشگاه پاییزی کتاب

 

 

 

 

محیا در حال تنبک زدنزبان

 

 


 

پسندها (1)

نظرات (1)

مامان فرزانه
13 دی 94 0:29
هزار ماشالله عزيز دل چقدر بزرگ شدي عسل خاله