محیامحیا، تا این لحظه 6 سال و 5 ماه و 19 روز سن دارد
محمد حساممحمد حسام، تا این لحظه 8 ماه و 21 روز سن دارد

میم مثه محیا و محمدحسام

**💖جان و جهانِ من شمایید💖**

بچرخ تا دنیا به کامت بچرخه!😀

(حسام) چند روزیه ک خیلی سعی میکنی غلت بزنی.تا ۸۰%هم موفق میشدی.ولی باید کمکت میکردیم تا از کمر بری روی شکم!😉 امروز صبح ساعت ۱۰ و نیم من و محیا کنارت نشسته بودیم.محیا داشت با تبلتش بازی میکرد.به عشق دیدن تبلت برای اولین تونستی بدون دخالت و کمک کسی کامل غلت بزنی و از کمر بری روی شکمت😘😘 من و محیا از خوشحالی جیغ کشیدیم😅😀 دوباره گذاشتمت روی کمر و دوباره تنهایی غلت زدی.محیا میگفت نه داداشی بسه،بقیشو نگه دار وقتی بابایی اومد نشونش بده!😁(میترسید تموم شه😆) دورتون بگردم عزیزای من،ایشالا چرخ گردون همیشه ب مرادتون بچرخه.❤❤ پ.ن:کارت حافظه ی گوشیم با یه عاااالمه عکس و فیلم سوخت!😭خاله حمیده قراره اطلاعاتشو ریکاوری ...
30 دی 1397

دختر کوهِ نمک،دختر عزیزه.😘

دختر که داشته باشی انگار خودت را با دست خودت پرورش می دهی ... انگار مادری را از کودکی تجربه می کنی ... دختر است، از کودکی آفریده شده برای مادری، آن هنگام که عاشقانه موهای عروسکش را شانه می زند و قربان صدقه های مادرانه اش را نثار عروسکش می کند، لالایی برایش می خواند و به رویش می خندد ... دختر است، آفریده شده تا از کودکی از عزیزانش مراقبت کند، آن هنگام که خسته از مشغله های روزانه کنارت می نشیند و دست هایت را با دست های کوچکش نوازش می کند ... وقتی حتی نه پدر و نه همسر دردت را نمی فهمند، به چشم هایت خیره می شود و می گوید: مامان چرا خوشحال نیستی؟! دختر که داشته باشی باید غمت را پنهان کنی، بغضت را فرو بری و بخندی، راحت با غمت می شکند ... او ماد...
13 دی 1397

سه ماهگی محمدحسام.

سه ماهگیت مباارک باشه مرد کوچک من.😘 انشالله ۱۲۳ساله بشی.😁😘 همه ی آرزوهای خوب و قشنگ تقدیم شما ک آرام جان منید.❤ حسام سه ماهه ی من حسابی قلقلکی شده،طوری ک واسه عوض کردن لباس یا ماساژ بدنش با روغن با صدای بلند میخنده!😀 خدارو شکر خوابت خیلی بهتر شده.نفخ و دلپیچت کمتر شده.خیییییلی خوشرو و خندون شدی و وقتی صدات میزنیم با خنده واکنش نشون میدی. میتونی حرکت یه نفر یا یک شئ رو تا حدی دنبال کنی. اوائل ماه خیلی ب پنکه ی در حال حرکت توجه نشون میدادی ک حالا کمتر شده و دیگه سرگرمت نمیکنه! تلویزیون و ساعت دیواری هال خیلی توجهتو جلب میکنن! محیا ک باهات حرف میزنه خیلی ...
8 دی 1397

خواستگاری!😁

شبایی ک با حسام بیدار میمونم،بستگی ب حال و هوای خودم و درجه ی آروم بودن حسام ب یکی از این کارا مشغول میشم.یا واسه مامانم قرآن میخونم،یا توی نی نی وبلاگ و نی نی سایت میچرخم،یا یه فیلم زیرنویس دار انتخاب میکنم ک صداش مزاحم خواب بقیه نشه. اگه هم توی گروه خونوادگی کسی پایه باشه مشغول چت میشم😉 چند شب پیش بعد از کمی چتیدن،یهو گفتم: راسی شنیدین سمانه خواستگار داره؟ انگار قصد داره قبول کنه وقتی خواهر ب خواهر خبرشو نمیگه چه انتظاری از ..... و ....هست؟(اون نقطه چینا اسم دوتا از اقوام بودن ک خواستگاری و عقد دخترشونو نگفتن😆) بعدشم این عکسارو ب عنوان عکس خواستگارش فرستادم😅 اینم اسکرین شات چتمون😀😀: خاله لیلا گفت: ...
5 دی 1397

یلدای ۹۷

ننه سرما قدمت مبارک❄☃ زیباییهایت را عزیز میداریم❄☃ برایمان دعاکن چرخ روزگارمان درحضور تو به سلامتی و خیر بگردد❄☃ و برف شادی به دل همه ببارد❄⛄ یلدا مبارک...❤❤❤❤ پارسال شب یلدا،همه دور بی بی جمع بودیم. امسال حاجیه خیلی اصرار کرد خونه باباحاجی جمع بشیم اما اصلا نمیتونستم جای خالی مادرمو تاب بیارم. عصری رفتیم مزار و ب بی بی سرزدیم. با اینکه خودم دلسوخته بودم اما بخاطر شادی دل هممون مخصوصا محیاگلی یه دورهمی کوچیک گرفتیم،تنها مهمونمون صفا بود ک شما دعوتش کردی. بمحض اینکه میزو ک آماده کردم،دایی منصور و زن دایی و علی و خاله حاجیه و عسل و آلا سرزده اومدن و کلی خوشحالمون کردن بعد از رفتن...
1 دی 1397

جان جانان😘

تمام گوشه های دنیا را هم بگردم،باز هم جگرگوشه ام شمایید.💋 😘 چقدر خوبه داشتنتون و چقدر شیرینه دیدن لبخندتون😘 همین ک شما سلامت و خندون باشید برای من بسه!مگه یه مادر از دنیا چیز بیشتری میخاد؟!💖 دوستتون دارم و دوست داشتنتون انگیزه ی زندگیمه.😘 و من چقدر خوشبختم که گرمی زندگیمو از خنده های شیرینتون میگیرم.❤💋 جان به جانم هم کنند،جانانم شمایید.💋😘 محیا، تا این لحظه 5 سال و 11 ماه و 16 روز سن دارد محمد حسام، تا این لحظه 2 ماه و 18 روز سن دارد ...
26 آذر 1397

مهرانا

محیا خیلی مهرانارو دوست داره،چون خاله اجازه میده بغلش کنه و باهاش بازی کنه. مهرانا ۳ماه از حسام بزرگتره. چندشب پیش ک مهمونمون بودن،کنار هم گذاشتیمشون ک ازشون عکس بگیریم. مهرانا آستین حسامو میکشید و حسام دستاشو عقب میبرد.هرچقدر حسام بیشتر خودشو عقب میکشید،مهرانا بیشتر دستشو میکشید.😀 خاله میگفت زلیخا و یوسف دهه نودن!😃 هرچقدر حسام حیا بخرج میداد،مهرانا پرروتر میشد.😀😀 😘😘😘😘   محیا ، تا این لحظه 5 سال و 11 ماه و 14 روز سن دارد.😘   محمد حسام ، تا این لحظه 2 ماه و 16 روز سن دارد.😘 ...
24 آذر 1397

قهرمان کوچولو!

اینکه میگن ورزشو از کودکی شروع کردیم یعنی همین دیگه؟!😉👇👇 اولین مدال طلای ورزشی حسام در ۲ و نیم ماهگی!😁 چ ژستی هم گرفته ناقلا😄 الهی دورش بگردم،نفس مامان😘 خونه ی خاله ناهید بودیم ک ب پیشنهادِ خاله،با توپ و مدالِ سمانه ازت عکس گرفتیم.😉 ایشالا همه ی زندگیت طلا باشه گل پسرم😘 ...
20 آذر 1397

خوردن یا نخوردن؟مساله اینست!😁

محمدحسامم دو ماه و شش روزشه و من دو ماه و پنج روزه ک همه جوره رژیم غذایی رو رعایت میکنم ک گل پسرم اذیت نشه. غذام همش مرغ و ماهی بود.با روشهای پخت مختلف! تا اینکه بعد از یه مدت متوجه شدم روزایی ک ماهی میخورم حسام بیشتر گریه میکنه.بازم امتحان کردم و وقتی مطمئن شدم گریه هاش ب ماهی ربط داره، با اینکه من عااشق ماهی و میگو هستم ماهی رو حذف کردم. وای ک چقدر دلم لک زده واسه آش رشته با یه عالمه پیاز داغ،فلافل و سمبوسه،سیب زمینی سرخ شده،قارچ،دوغ و ماست وشیر و ..... اما مجبورم یه مدت محروم باشم ک حسامم اذیت نشه.واسه محیامم همین احتیاطهارو داشتم.الهی فداشون بشم .حاضرم واسه راحتی و آسایششون جونمم بدم،رژیم غذایی ک سهله😉😘 دیروز بالا...
14 آذر 1397