محیامحیا، تا این لحظه 6 سال و 23 روز سن دارد
محمد حساممحمد حسام، تا این لحظه 3 ماه و 25 روز سن دارد

میم مثه محیا و محمدحسام

**محیا زندگی منه**

پرنده ی ناز من!!

این یه مهمون ناخونده س ک دوشنبه شب بطور اتفاقی سر از خونه ی ما درآورد. محیا گلی هم رسم مهمون نوازی رو خوب بجا آورد و همه جوره تحویلش گرفت. اوایل با احتیاط بهش نزدیک میشد ولی چند دقیقه ای ک گذشت،دیگه حاضر نبود ازش جدا بشه.حتی واسه خواب!! دلمون نیومد بخاطر سرگرمی خودمون یه پرنده رو توی قفس کنیم و پرپروازشو بگیریم.باهات صحبت کردیم ک باید بره پیش مامانش و با هم توی آسمون پرواز کنن.گفتیم یه روز میریم بیرون و دوباره میبینیمش و.... وقتی مشغول بازی بودی،بابا پروازش داد.بماند ک با وجود اونهمه صحبتی ک با...
20 اسفند 1393

بیست وشش ماهگیت مبارک باشه عسلکم!

بیست و شش ماه از اولین لمس بودنت میگذره و من هر روز بیشتر از قبل ب داشتنت میبالم. چقدر زندگی با تو زیباست،همه ی دار و ندارِ من شیرین زبون تر و شیطونتر شدی و کماکان مارو با جمله های ابتکاریت غافلگیر میکنی. از دستت ک ناراحت میشم،دست ب سینه میایستی و میگی: مامانی بَـــــخشید،حاسم نبود . و بعد اصرار میکنی: آحت نشو بــــخند (ناراحت نشو) اینروزا تازه متوجه ی مفهموم "اسم" شدی و دوست داری اسم هرچیزیو بپرسی.عروسکایی ک تا الان واست دَده و پیشی و خرس بودن،حالا هرکدوم یه اسم جدید پیدا کرده:پری،بلوبر،پاتریک و.... حروف الفبای انگلیسی رو تقریبا تا حرف P میتونی بگی.حرف O رو تشخیص میدی و از ا...
11 اسفند 1393

راز و نیاز گل دخترم!

نماز میخوندم.چادرتو سر کردی(البته یه روسری بزرگه ک شده چادر گل دخترم).مهرتو گذاشتی کنار مهرم و عمود بر جهت قبله ب نماز ایستادی!! نمازم ک تموم شد اصرار کردی:"هنوز نماز بُــخون".گفتم میخوام دعا کنم.دستامو ب دعا بلند کردم و گفتم:خدایا...مریضارو خوب کن،آمین. خدایا...مشکل گرفتارا رو حل کن،آمین. خدایا....پاهای بی بی خوب بشن،آمین.خدایا...محیام سالم باشه،آمین و ... بازم اصرار کردی نماز بخونم!!ایستادم و مثلا مشغول نماز شدم! تو دستای کوچولوتو رو ب صورت ماهت گرفتی و گفتی:خدایا...بی بی بَـــه بَـــه بشه،آمین.خدایا مریضا خوب بشن،آمین.خدایا عمه امل تمیز بشه آمین!! ...
1 اسفند 1393
1